تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
هنگام بحث از ذرّات ( الجواهر المنفرده ) سخن گفته . و در نظر من تركيب و ديگر اعراض باقى نيستند . اين مذهب ابو القاسم بلخى و عدّه‌اى از بغداديان پيش از او است . هيچ يك از اهل توحيد ، جز نظّام ، با بقاى اجسام مخالفت نكرده است ، و او مدّعى است كه اجسام پياپى تجديد مىشوند » « 1 » . مسأله بقاء اجسام مربوط است به آنچه هنگام بحث از بقاء اعراض ديديم . مفيد بر آن بود كه هيچ عرضى باقى نيست . ولى بصريان را اعتقاد آن بود كه اعراض اساسى ، كه يكى از آنها تركيب است ، باقى هستند و تا زمانى كه ضدّ آنها جايگزين آنها نشده بر حال خود مىمانند . بنابراين از ديدگاه بصريان ذرّاتى كه يك جسم را مىسازند پيوسته متصل مىمانند . اگر هشت ذرّه براى ساختن يك جسم سه بعدى لازم باشد ، خود ذرّات داراى سه بعد نيستند . ابو رشيد وارد اين مطلب نشده است كه از چند ذرّه يك جسم ساخته مىشود ، و شايد به اين دليل چنين نكرده است كه چون خود متعلق به مكتب بصره بود ، براى ذرّات به وجود نوعى امتداد قائل بود « 2 » . ابو رشيد از بلخى به عنوان مخالفى با نظر ابو هاشم مبنى بر اينكه هر ذرّه داراى مقدارى امتداد است ، نام برده است « 3 » . بنابراين بايد متوقّع بود كه بلخى در خصوص كمترين شماره‌هائى از ذرّات سخن گفته باشد كه با آنها يك جسم سه بعدى فراهم مىشود . و در واقع بلخى اين شماره را چهار دانسته : سه ذرّه در يك سطح و يكى بر روى
هامش
( 1 ) - اوائل ، ص 77 . ( 2 ) - پينز ، ص 6 ، اشاره كرده است كه همين محتملا دليل آن بوده است كه چرا بصريان به اين مسأله توجهى نمىكردند ولى در اين امر شك دارد كه قصور ذره تنها به صورت يك نقطه هنوز در ميان متكلمانى رواج داشته باشد كه به اندازه فيلسوفان با يونانيان آشنايى نداشته‌اند . ( 3 ) - بيرام ، ص 38 .