افلاك است به عنوان وسيلهء اندازهگيرى حوادث ديگر .
تعريف عبد الجبّار از زمان نظر تعريف جبّائى است . عبد الجبّار مىگويد : « وقت عبارت از هر حادث يا چيزى معادل حادث است كه به ميانجيگرى آن مخاطب از حدوث حادثهء ديگر همراه با آن آگاه مىشود » « 1 » و توضيح مىدهد كه « حادث » در مقابل « باقى » است . كسى نمىتواند بگويد « هنگامى نزد تو خواهم آمد كه آسمانها » يا « هنگامى كه زمين » ، چه آسمانها و زمين باقى و پايدارند . معادل يك حادثه بيشتر صورت قطع يك حادثه دارد .
مثلا ممكن است كسى بگويد « چون باران بايستد پيش تو خواهم آمد » . اين گونه تصوّر زمان همان تصوّر مفيد نسبت به زمان است . هنگامى كه مفيد مىگويد كه « وقت حادث خاص نيست » ، بنابر قراين متن نظر وى آن است كه آن يك حادثهء متعارفى است كه توسّط شخص به عنوان نقطهاى بر روى يك مقياس انتخاب مىشود كه با حادثهاى كه مقصود تعيين وقت آن است منطبق بر يكديگرند .
ولى در عمل ، هم مفيد و هم عبد الجبّار وقت را براى تعيين لحظهء خاص يا واحد دوام انتخاب مىكنند نه همچون يك نقطه . به همين جهت است كه مفيد مىگويد كه جوهر بقا دارد ، بدين معنى كه در وقتهاى زياد ( اوقات كثيرة ) « 2 » دوام مىكند . و عبد الجبّار مىگويد كه امر بايستى با مقدارى طول زمان مقدّم بر فعل باشد كه وى نيز آن را وقتهاى زياد خوانده است « 3 » .
اين دو تصوّر زمان در دو پاسخى كه شيخ مفيد به اعتراض فيلسوف داده آشكار مىشود . فيلسوف گفته بود كه اگر آفرينش آغازى داشته و خدا چيزها را يكى پس از ديگرى آفريده ، آنگاه شريكى به نام زمان با خدا وجود داشته است . هدف فيلسوف البتّه اثبات اين امر نبوده است كه موجودى به نام زمان با خدا وجود داشته است ، بلكه
هامش
( 1 ) - شرح ، ص 781 .
( 2 ) - اوائل ، ص 75 .
( 3 ) - المغنى ، يازدهم ، 3 - 304000 .