تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
حدوثشان . و نيز نمىتوانند به سبب بقائى كه در آنها حادث شده باقى بمانند ، چه نمىتوانند متحمّل اعراض شوند . گويندهء اين گفتار احمد بن على شطوى و ابو القاسم بلخى و محمّد بن عبد اللّه بن مملّك اصفهانى بوده‌اند » « 1 » . برهان بر اصل موضوع رايج ميان متكلّمان متّكى است كه اعراض نمىتوانند اعراضى مخصوص به خود داشته باشند « 2 » . اين نظريّهء بغدادى كه اعراض دو هنگام باقى نمىمانند ، تمايز آشكارى در وجود ميان جواهر و اعراض پديد آورد ، با اين تفاوت در ميان آنها كه يكى از آن دو بقائى از خود ندارند و پيوسته بايد تجديد شود . اين نظر چون با نظرهاى ديگر بغداديان تركيب شد معنى بر اينكه جوهر براى وجود پيدا كردن به اعراض نياز دارد ، و اينكه جوهر از آن جهت كه داراى بقاء است - كه اين بقا خود بايد يك عرض باشد - در موجود بودن دوام مىكند ، همهء مواد لازم براى مذهب اشعرى را در خصوص تجديد آفرينش پيوستهء همهء موجودات فراهم آورد . مفيد نيز همهء اين نظرها را پذيرفت ، ولى او و بغداديان تجديد آفرينش دائمى را از اين نظرها استنتاج نكردند . چون بصريان نظر اوّل و نظر سوم را منكر بودند ، مذهب تجديد آفرينش دائمى مطلقا ارتباط با وضع آنان ندارد « 3 » . چون اعراض دوام ندارد ، محلّى براى مذهب تغيير و بازگشت اعراض در طرز تصوّر بغدادى وجود ندارد . مفيد بحث خود را چنين ادامه مىدهد : « گفتار در تغيير اعراض و بازگشت آنها .
هامش
( 1 ) - مقالات ، 358 . ( 2 ) - به گفتهء پينز ، ( ص 24 ، 114 ) ، اين اصل موضوع از فلسفهء يونانى نيست . در واقع نقطهء اختلاف اساسى ميان فلسفهء الهام گرفتهء از يونان و متكلمان است . اين اصل موضوع ريشهء هندى دارد . ( 3 ) - البته اين گزارش نظام بصرى را شامل نمىبود كه دشمن ذريگرى بود و با وجود اين اعتقاد داشت كه جوهرها در هر لحظه توسط خدا تجديد آفرينش پيدا مىكنند .