تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
ابو رشيد بر آن است كه مفهوم ذرّه ( يعنى جوهر ) چيزى جز مفهوم رنگ است ، و جوهرهاى بدون رنگ وجود دارد ، همچون هوا و آب ، و همان گونه كه جوهرهايى كه گاه عرض صوت دارند ممكن است در زمان ديگر فاقد آن صوت باشند ، در مورد عرض رنگ نيز چنين است « 1 » . شيخ مفيد تغيير را از طريق عدم بقاى اعراض توجيه مىكند . گفتهء وى چنين است : « من مىگويم كه عرضها معانيى هستند كه براى وجود خود به زمينه‌ها و محلهايى نياز دارند . و هيچ يك از آنها بقاء ندارد . اين مذهب اكثر بغداديان است . بصريان و جز ايشان از اصحاب نحله‌ها و انديشه‌ها با ايشان مخالفند » « 2 » . ابو رشيد بر اعتقادى است كه آن را به ابو هاشم نسبت مىدهد : و آن اينكه رنگها « 3 » و اعراض اساسى حركت و سكون ، و پيوستگى و جدايى ( يعنى اكوان ) تا زمانى كه اضداد آنها جايشان را نگرفته‌اند ، باقى هستند . ابو رشيد استدلال بغداديان را نقل نمىكند ، و تنها اعتراض بلخى را بر ضدّ ايشان آورده است « 4 » . ولى اشعرى اين برهان را آورده است : « مردمان در بقا يا عدم بقاى اعراض با يكديگر اختلاف كرده‌اند . گروهى گفته‌اند . همهء اعراض در دو وقت باقى نمىمانند ، بدان جهت كه آنچه باقى است يا به خود باقى است يا به بقايى كه در آن نهاده شده است . ولى آنها نمىتوانند به خود باقى باشند ، زيرا كه اين امر مستلزم بقاى آنها است در حال
هامش
( 1 ) - همان كتاب ، ص 45 - 44 . در ص 43 گفته است : « شيخ ما ابو القاسم منكر آن است كه جوهر بتواند بدون رنگ و مزه و بو و گرمى سردى و ترى و خشكى بوده باشد » . ( 2 ) - اوائل ، ص 78 دربارهء معنى كلمه « معنى » ، رجوع كنيد به پيش از اين ص 180 ، حاشيهء شمارهء 1 . ( 3 ) - بيرام ، ص 50 . ( 4 ) - هورتن ، علم كلام اسلامى ، ص 88 - 87 ، ضمن نقل برگ آ 52 تا آ 53 .