تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
بصرى معاصر مفيد ، ابو اسحاق نصيبينى ( يا نصيبى ) نيز عملا همين وضع را داشت : اينكه لفظ « شىء » بر آنچه موجود است حقيقتا و بر آنچه معدوم است مجازا قابل اطلاق است « 1 » . و اين نظر بعد از آن ابو الحسين بصرى نيز كه يك نسل پس از شيخ مفيد مىزيست ، پيوسته شد . اختلاف اساسى با نظر اشعرى ندارد « 2 » . اينكه گروهى از معتزليان كه مفيد آنان را موافق خود مىدانسته چه كسان بوده‌اند ، هنوز راز ناگشوده‌اى است .

اعراض

مكمّل ذرّه يا جوهر ، عرض است . مفيد مىگويد : « من مىگويم كه در آمدن و حلول هر عرض در جوهر درست است ، و جوهر حامل وجود آن عرض است . و جوهر خالى از آن عرض يا عرض ديگرى كه جاى آن را بگيرد نيست . اين مذهب ابو القاسم بلخى و ابو على جبّائى و بسيارى از متكلّمان ديگر پيش از ايشان است . مخالف با آن است عبد السّلام بن محمّد جبّائى . وى بر آن بود كه جواهر ممكن است خالى از رنگها و مزه‌ها و بوها و اعراض ديگر همانند اينها باشند » « 3 » . ابو رشيد در اين عقيده كه هر ذرّه مىتواند بدون هر يك از اعراض خود جز عرض كون وجود داشته باشد ، بر ضدّ نظر ابو على و بلخى به تأييد ابو هاشم جبّائى برخاسته است « 4 » .
هامش
( 1 ) - جرجانى ، شرح المواقف للعلامة عضد الدين عبد الرحمن بن احمد الايجى ( استانبول : دار الطباعة العامرة ، 1292 ه ق ) ، اول ، 232 . نصيبينى يكى از شاگردان ابو عبد اللّه بصرى ( متوفى در 367 / 8 - 977 ) بوده است رجوع كنيد به ابن المرتضى ، ص 114 . ( 2 ) - جوينى ، الشامل فى اصول الدين ( قاهره : دار العرب ، بىتاريخ ) ، اول ، 42 ، به اين مطلب اعتراف كرده است . ( 3 ) - اوائل ، ص 75 - 74 . ( 4 ) - بيرام ، ص 44 . بيرام در شرح خود ، ص 55 ، توضيح داده است كه « كون » در اينجا به معنى شالوده چهار اكوان است : حركت ، سكون ، اتصال ، و انفصال .