تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
توافق داشت كه معدوم شىء نيست « 1 » . ولى راه حلّ وى براى مسئلهء علم خدا دربارهء آنچه خواهد آفريد ، عبارت از پيوند دادن موجودهاى آينده با زمانى است كه وجود دارند يا وجود خواهند داشت . خدا از آينده بدان صورت كه در زمان خود خواهد بود آگاه است . به گفتهء اشعرى : ابو الحسين الصّالحى گفت خدا هميشه به اشياء در زمان آنها عالم است و هميشه مىداند كه در زمان خود خواهند بود . و هميشه نسبت به اجسام در زمان خود آنها و نسبت به آفريدگان در زمانهاى مخصوص آنها آگاهى دارد . و گفت : جز موجود چيزى معلوم و دانسته نيست . معدومها معلوم خوانده نمىشوند ، و نيز چنين است آنچه مقدور [ يعنى موضوع قدرت خدا ] نباشد . اشياء هنگامى اشياء ناميده مىشوند كه موجود باشند ، و چون معدوم شدند ديگر به نام اشياء خوانده نمىشوند » « 2 » . ضعف اين راه حل در آن است كه خدا را نسبت به آنچه فقط ممكن است نادان مىداند : آنچه مىتواند باشد ولى عملا هرگز وجود پيدا نخواهد كرد . اختلاف مفيد در اينجا با صالحى در آن است كه مفيد آشكارا مىگويد كه خدا همه چيز را مىداند ، حتّى آنچه را كه مىتواند باشد ولى هرگز نخواهد بود . راه حلّ مفيد روا مىداشت كه معدوم ، مجازا ، شىء ناميده شود . يكى از معتزليان
هامش
( 1 ) - عبد القاهر البغدادى ، الفرق بين الفرق ، ص 108 . صالحى يكى از مردم بصره بود كه به بغداد رفت و با خياط مناظره كرد و حلقه‌اى از شاگردان برگرد او فراهم شد ، رجوع كنيد به ابن المرتضى ، ص 72 ؛ صفدى ، فرهنگ زندگينامه‌اى صلاح الدين خليل بن ايبك صفدى پنجم ، ويرايش س . د درينگ ( « كتابخانه اسلامى » ، شمارهء 6 ؛ و يسبادن : شتاينر 1970 ) ، ص 27 ، شمارهء 1993 .Das Bibiographische Lexicon des Salahaddin Ibn Aibak as - Safadi , V . ed . S . Dedering .( 2 ) - مقالات ، ص 158 .