طبع و ختم
در ارتباط با آزادى انسان در تغيير كردن از كفر به ايمان ، شيخ مفيد بايد بعضى از آيات و تعبيرات قرآنى را كه مجبّره معمولا در تأييد نظر خود مىآوردند ، به صورتى مخالف با مجبّرى تفسير كند . در اين آيات آمده است كه بر دلهاى كافران مهر و موم ( طبع و ختم ) نهاده است « 1 » . توضيح مفيد چنين است :
« گفتار در طبع و ختم . من مىگويم كه نهادن طبع ( مهر ) از طرف خداى بر قلوب و ختم به يك معنى است ، و آن گواهى بر آن است كه اين دلها به عمد توجّهى به ذكر و پيام الهى ندارند ، و به اختيار خود و بدون اكراه از راه راست پيروى نمىكنند . و اين معنى در زبان و گفتگو شناخته است . آيا نشنيدهاى كه مىگويند « ختمت على فلان بأنّه لا يفلح - بر فلانى مهر نهادم كه رستگار نشود » ؟ و آنچه در اين گفته در نظر دارند اين است كه « من اين مطلب را دربارهء وى به تأكيد و در برابر همگان مىگويم » .
و مهر بر چيزى نشانهاى است از كسى كه مهر نهاده است . و چون گواهى خدا بر چيزى نشانهاى براى بندگان او است ، روا است كه ختم و طبع ( مهر و موم ) خوانده شود .
و اين سازگار است با اصول اهل عدل ، و مذاهب مجبّره بر خلاف آن است » « 2 » .
الم و عوض
توزيع عملى درد و رنج ( الم ) در جهان پرسشهايى از لحاظ عدل الهى پيش مىآورد كه معتزله و كسانى كه موافق با ايشان هستند بايد به آن پاسخ گويند . آنان منكر اين
هامش
( 1 ) - رجوع كنيد ، مثلا ، به قرآن ، بقره ، 7 ؛ انعام ، 46 ؛ جاثيه ، 23 ؛ منافقون ، 3 ؛ و الاشعرى ، الابانة ، ص 58 - 57 .
( 2 ) - اوائل ، ص 95 . براى آگاهى يافتن از نظر عبد الجبار دربارهء ختم و طبع رجوع كنيد به متشابه القرآن ، ويرايش عدنان م . زر زور ( قاهره : دار التراث ، 1969 ) ، اول ، 54 - 51 .