« من مىگويم كه ممكن است كفر در هنگام ايمان به جاى ( بدل ) آن وجود مىداشته باشد ، و اينكه ايمان ممكن است در هنگام كفر بدل از آن مىبوده باشد . ولى نمىگويم كه در حال ايمان ممكن است كفر بدل آن باشد ، يا در حال كفر جايز است كه ايمان بدل آن باشد . و اين بدان سبب است كه جايز بودن چيزى صحيح دانستن آن و قبول امكان آن ، و انكار محال بودن آن است . كفر مضادّ ايمان است . وجود يك ضد امكان وجود ضدّ ديگر را محال مىسازد ، همانگونه كه وجود فعلى آن را محال مىكند . بنابراين اگر گويندهاى بگويد : ايمان به جاى كفر از يك كافر ممكن است ، به صورت ضمنى اجتماع ضدّين را جايز شمرده است ولى اگر بگويد : « ممكن بوده است » و امكان را در گذشته قرار دهد ، ديگر گفتهء وى متضمّن تضادّى نيست . و امّا گفتن اينكه : بر كافر روا است كه در آينده به جاى [ بخوانيد « بدلا من » به جاى « اوقات » ] كفر ايمان پيدا كند ، ديگر بر اين گفته اعتراضى نيست ، چه تضادّ و محال بودن از آن بر طرف شده است . ميان ما و مجبّره در اين گفتهء اخير اختلافى نيست و اختلاف در گفتهء اوّل است .
اهل عدل بر اين نظرند و اهل اجبار عموما بر خلاف آنند » « 1 » .
مفيد ، بر خلاف اعتقاد مجبّره ، مىگويد كه در آن هنگام كه امرى وجود دارد ، ضدّ آن را نمىتوان گفت كه فعلا موجود است . امكان بدل قرار گرفتن يكى به جاى ديگرى در آينده مورد اختلاف است . چه ، بنابر رأى مجبّره ، خدا ممكن است در آينده به همين انسان قدرت ايمان ارزانى دارد ، و در آن هنگام وى بالضّروره مؤمن خواهد شد ؛ به گفتهء معتزله و شيخ مفيد ، انسان اكنون استطاعت مؤمن شدن يا كافر شدن در آينده هر دو را دارد .
هامش
( 1 ) - اوائل ، 88 - 87 .