خدا اراده مىكند ، ولى شهوت ندارد « 1 » ، عبد الجبّار چيزى در مخالفت با نظر شيخ مفيد نگفته است .
اوامر
در قلمرو علّيّت اخلاقى ، مسئوليّت خدا در مقابل نتايج اوامرش به آنچه انسان براى اطاعت از آنها مىكند گسترش مىيابد . مفيد مىگويد :
« من مىگويم كه فرمان دادن به علّت فرمان دادن به معلول است ، بدان شرط كه امر از مسبّب جلوگيرى نكند يا بداند كه صاحب سبب از مسبّب و معلول جلوگيرى خواهد كرد . و اما امر كردن به سبب ناگزير مقتضى امر كردن به مسبّب نيز هست . اگر هم امر به لفظ نباشد امر به معنى است .
از كسانى كه اعتقاد به تولّد دارند ، كسى را نمىشناسم كه مخالف با اين نظر بوده باشد » « 2 » .
بدل
مجبّره دربارهء قدرت يا استطاعت دو نظر دارند . نخست ، آنان همچون معتزله بر اين اعتقادند كه قدرت و استطاعت پيش از فعل وجود ندارد ، بلكه همزمان با آن است « 3 » . دوم ، آنان گفتهاند كه استطاعت مجبور به انجام دادن يكى از دو متضاد است و ، بر خلاف آنچه معتزله گفتهاند ، هم به فعل مربوط مىشود و هم به ضدّ آن « 4 » . مثلا اشعرى بر آن است كه هم خدا بر كافر تكليف معيّن كرده است ، و هم كافر قدرت و استطاعت ايمان آوردن ندارد « 5 » .
هامش
( 1 ) - المغنى ، ششم ، بخش دوم ، 37 - 35 .
( 2 ) - اوائل ، ص 86 .
( 3 ) - الاشعرى ، « اللمع » ، ص 54 ، شمارهء 123 ؛ رجوع كنيد به پيش از اين ، ص 224 .
( 4 ) - الاشعرى ، « اللمع » ، ص 56 - 55 ، شمارهء 28 - 126 .
( 5 ) - همان منبع ، 59 - 58 ، شمارهء 135 .