تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
و اگر خدا بخواهد ادراك رنگ را در شخص كور ايجاد كند ، آن شخص ديگر كور نخواهد بود . عبد الجبّار به شدّت با اين اعتقاد كه ادراك عرضى است كه خدا آن را در شخص ادراك‌كننده پديد مىآورد ، به مبارزه برخاسته است . به گفتهء وى ، هر موجود زنده در صورتى كه تنها حواسّ سالم داشته باشد و مانعى او را از احساس شىء مورد نظر بازندارد ، بالضّروره مدرك است « 1 » . اگر بنا بود خدا در ما ادراك ايجاد كند ، يا او تصوير شىء را در حسّ بينايى ما پديد آورد ، آنگاه هرگز مطمئن نبوديم كه آنچه را در برابر ما قرار گرفته است ادراك مىكنيم « 2 » . نظر عبد الجبّار به اينكه ادراك در پى زندگى مىآيد ، هم در مورد خدا تطبيق مىشود و هم در مورد انسان « 3 » . البته اين تفاوت هست كه ، آدمى به حيات خود زنده است و خدا به ذات خويش ، و بنابراين ، در صورتى كه آدمى ناگزير بايد از اندامهاى حسّ خود به عنوان آلات بهره‌بردارى كند ، خدا به آنها نياز ندارد . خدا بدون عاملى به نام « زندگى » زنده است ، و بدون اندامهاى حس مدرك « 4 » . گفتهء عبد الجبّار حاكى از اينكه انسان زنده و داراى حواسّ سالم و مرتّب ، چون در حضور شيئى قابل ادراك قرار گيرد بايد آن را ادراك كند ، با آنچه شيخ مفيد گفته است اختلافى ندارد . عبد الجبّار نيز اشاره كرده است كه حتّى ابو على سرانجام از نظريّهء خود كه پيشتر ذكر آن گذشت دست كشيد ، و براى اين مطلب كه آدمى بالضّروره با فعل خود مىبيند نه با فعل خدا برهان آورد « 5 » .
هامش
( 1 ) - شرح ، ص 254 . براى آگاهى از تفصيلى كه عبد الجبار دربارهء نظريهء احساس خود آورد ، به همين منبع ، ص 61 - 254 ، و نيز المغنى ، چهارم ، 82 - 33 ، رجوع كنيد . اين مقدمه‌اى است براى انكار وى نسبت به قابل رؤيت بودن خدا . ( 2 ) - شرح ، ص 255 . ( 3 ) - رجوع كنيد به پيش از اين ، ص 7 - 195 . ( 4 ) - رجوع كنيد به المغنى ، چهارم ، 36 . ( 5 ) - همان منبع ، ص 56 - 55 .
انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 235 | احمد آرام / مارتين مكدرموت