نداده است ، يا شخص كه ديگرى را با زدن به درد آورد ، و اين ديگر ناگزير در آن هنگام كه مبتلاى به درد مىشود نمىتواند از وقوف يافتن نسبت به درد اجتناب كند و علم به آن براى او حاصل مىآيد - و نظاير اينها .
اين اعتقاد اكثريّت متكلّمان بغداد است . و كسانى كه از ايشان نام برديم ، با آن مخالفند » « 1 » .
عبد الجبّار و مكتب بصره با دانش گونهء سوم مفيد ، يعنى اينكه كسى مىتواند در ديگرى ايجاد حس كند ، مخالفند .
معتزله بغداد مذهبى داشتند كه مفيد ، با آنان شريك بود ، و آن اينكه خدا نمىتواند مستقيما در بدنها ايجاد فعل كند ، بلكه به آن نيازمند است كه به ميانجيگرى علّتهاى مادّى به فعل بپردازد « 2 » . مفيد اين قول را دربارهء مسئلهء اينكه آيا خدا مىتواند احساسى در عقل و ذهن آدمى ايجاد كند ، به كار برده است . آيا خدا مىتواند به يك مرد كور علم شناخت رنگ ارزانى دارد ؟ مفيد مىگويد :
« من مىگويم كه آن محال و نادرست است ، همان گونه كه تهى بودن يك انسان عاقل از علم نسبت به جسم موجود كه شعاع ديد وى بىمانعى به آن مىرسد محال است ؛ و همان گونه كه وجود علم به نتايج فرعى عقلى ( مستنبطات ) در قلب كسى كه به علّت نبودن دلايل امكان استنباط براى او نيست درست نيست ، همان گونه هم پيدا شدن علم به رنگها براى كسى كه حس واسطهء ميان شخص عاقل و شناخته شدن رنگها به وسيلهء او را فاقد است ، مستحيل است .
اين مذهب ابو القاسم و گروه كثيرى از اهل توحيد است . جماعتى از معتزله و همهء مشبّهه با آن مخالفند » « 3 » .
هامش
( 1 ) - اوائل ، 67 - 66 .
( 2 ) - به پس از اين ، فصل هشتم كتاب حاضر ، بحث درباره عليت مستقيم خدا رجوع كنيد .
( 3 ) - اوائل ، ص 110 .