تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
شيخ مفيد در دنبالهء بحث خود ، نظر بغداديان را دربارهء طولانى بودن سلسلهء علّيّت بيان مىكند و مىگويد : « من مىگويم كه فشارها و حركتها و تماسها و جدايها و استدلال و اعتقاد و علوم و خوشيها و ناخوشيها همه مانندها و مخالفهاى خود را توليد مىكنند . هيچ يك از آنچه ياد كرديم به توليد بيش از ديگران اختصاص ندارد . و مىگويم كه فاعل گاه علم به چيزهايى را در شخص ديگر توليد مىكند ، و اين در صورتى است كه در وى كارى انجام دهد كه سبب آن علم است . مثلا ، آن كس كه بر ديگرى كه غافل است بانگ مىزند و آژير مىدهد ، با اين بانگ و آژير علمى در وى به وجود مىآورد . و دليل آن اين است كه شخص شنوندهء بانگ پس از شنيدن آن ، نمىتواند از دانستن امتناع كند . مثال ديگر مثال شخصى است كه ديگرى را مىزند : با اين زدن در وى توليد درد مىكند ، و با درد و ضربه علم در او به وجود مىآورد ، چه غير ممكن است كه در حال ضربه خوردن و درد كشيدن علم به درد پيدا نكند . و گاه انسان در ديگرى ، با ايجاد فعلى در او كه ناگزير به اندوه و شادى و بىتابى و ترس مىانجامد ، در او اندوه و شادى و بىتابى پديد مىآورد . مثالهاى ديگر نيز هست ، ولى گزارش كردن آنها وقت درازى مىگيرد . اين مذهب گروه كثيرى از معتزلهء بغداد است . ابو القاسم بلخى نيز همين مذهب را دارد . جبّائى و پسرش با بيشتر آن مخالفند ، ولى نظّام و مجبّره با همهء آن مخالفند » « 1 » . عبد الجبّار گفته است كه ابو على و ابو هاشم منكر آن بودند كه كسى بتواند سبب ايجاد رنگ يا مزه يا بو ، به صورت مستقيم يا غير مستقيم ، شود ، يا اينكه بتواند علم و اعتقاد و ادراك در شخص ديگر توليد كند « 2 » .
هامش
( 1 ) - اوائل ، ص 86 - 85 . ( 2 ) - المغنى ، نهم ، 14 - 13 .