ابتدائى تولّد پيدا مىكند ، همچون آنها كه اشاره كرديم ، از فعل صاحب سبب متولّد مىشود .
اين مذهب اهل عدل است ، جز نظّام ، و كسانى از اهل قدر و اجبار كه در انكار تولّد با او موافقند » « 1 » .
عبد الجبّار با اين نظر موافق است ، ولى مفيد به دنبال بحث خود گفته است كه آثار يك سبب مولّد ، همچون آثار اراده ، به ضرورت در پى بىآن مىآيد . گفتهء وى چنين است :
« و من مىگويم كه هر اثر متولّد اثرى ضرورى است ، ولى هر ضرورى متولّد نيست . و فرق ميان آن دو چنين است : هر ضرورى كه متولّد نباشد ، آن است كه در پى اراده مىآيد ، بدون آنكه ميان آنها چيزى از فعل شخص ارادهكننده فاصله شود ؛ و ضرورى متولّد آن است كه در پى فعلى كه پس از اراده صورت مىگيرد مىآيد . اين مذهبى است كه آن را به اختصار براى بيان نظر دربارهء پديدارندهء فعل آوردهام كه فيلسوفان آن را نفس مىنامند . و اصل آن مذهب بلخى و آن دسته از متكلّمان بغدادى است كه نيروى ضرورى اراده را با تولّد جمع كردهاند » « 2 » .
عبد الجبّار با اين مطلب موافق نيست كه فعل بالضّروره در پى اراده شدن آن نمىآيد . چون مفيد بر آن است كه انسان بالذّات همان نفس است ، مسئلهء تأثير علّيّتى انديشه و اراده بر روى جسم او و از طريق جسم بر روى جهان خارجى ، براى مفيد بسيار پيچيدهتر است تا براى عبد الجبّار . اكثريت معتزله و همراه با ايشان عبد الجبّار بر آنند كه انسان يك تركيب مادّى است « 3 » .
هامش
( 1 ) - اوائل ، ص 85 .
( 2 ) - همان جا .
( 3 ) - رجوع شود به پس از اين ، مبحث انسان ، فصل هشتم كتاب حاضر .