ديگران مىگويند : هر چه مقارن با يك فعل ، صورت مىگيرد ، كردهء ما است .
آنان حتّى رنگ و مزه و ادراك و علم و غيره را ، بنا بر نظريهء بغداديان ، از فعل ما مىدانستند .
اين بود مذاهب و آموزههاى مختلف دربارهء افعال متولّد . نظر ما آن است كه هر چيز كه علّت آن به صورتى از يك انسان باشد كه فعل ديگرى با آن و متناسب با آن صورت بگيرد ، در صورتى كه اوضاع و احوال آن همان كه بود باقى بماند ، فعل انسان است . آنچه همانند اين نباشد ، نه توسّط انسان به وجود آمده و نه از راه فعل با او ارتباط دارد . ولى نمىتواند بدون پديدارندهاى پديد شود » « 1 » .
نظريّهء بغدادى تضادّ مفرطى با مذاهبى داشت كه مىگفتند همهء افعال بيرون از تفكّر و ارادهء آدمى يا به وسيلهء خدا صورت مىگيرد ، يا به وسيلهء طبيعت . گفتهاند كه بشر بن معتمر چندان دور رفته بود كه مىگفت اگر شخصى كس ديگر را بزند ، و آن شخص ديگر در نتيجهء ضربه گونهاى از علم پيدا كند ، شخص اوّل به وچودآورندهء علم در دومى است ؛ اگر شخصى پلك چشم شخص ديگر را بلند كند ، ديدنى كه از آن نتيجه مىشود فعل شخص اوّل است ؛ سازندهء پالوده علّت شيرينى و خوشبويى آن است . مذهب عبد الجبّار و بصريان ديگر تغيير شكلى از اين وضع بغدادى است . ولى بصريان و بغداديان ، از اصل مسئوليّت آدمى ( تكليف ) دربارهء افعالش و لا اقل بعضى از نتايج آنها ، بر ضدّ مجبّره دفاع مىكردند كه اعتقادشان آن بود كه انسان تنها براى بعضى از افعالى كه به وسيلهء خدا صورت گرفته كسب مسئوليّت مىكند ، بصريان و بغداديان همچنين با نظريّههاى جاحظ و ثمامه و نظّام و معمّر مخالفت مىكردند كه هرچند فاعليّت آدمى را در افعال درونى او
هامش
( 1 ) - المحيط ، اول ، 81 - 380 . عبد الجبار گزارش مفصلترى از همهء اينها در المغنى ، نهم ، 14 - 11 ، آورده است . نيز رجوع كنيد به الاشعرى ، مقالات ، ص 08 - 400 .