اصطلاح « تولّد » يا پيدايش آثار غير مستقيم ، محتملا توسّط بشر بن معتمر بانى مكتب بغداد وضع شد . ولى كسان ديگر نيز در مسئلهء تولّد موضعگيريهايى كردند كه شيخ مفيد خلاصهاى از آنها را آورده است :
« مردمان دربارهء ارتباط ميان فعل و فاعل آن به آراء متفاوت معتقد شدهاند .
يكى مىگويد : آدمى هيچ فعلى جز اراده ندارد كه در باطن قلب او است .
و شايد ديگرى انديشهاى بر آن افزوده باشد . آنان چيزى را كه در دست و پا و جاهاى ديگر آدمى صورت مىگيرد - يعنى حركات و چيزهاى مشابه آن - فعل او نمىدانستند . اين گونه سخن از جاحظ و ثمامة گزارش شده است .
از اين پس اختلاف پيدا مىشد : ثمامه مىگفت كه هر چيز جز اراده بدون پديدآورنده پديد مىآمد ، و جاحظ بر آن بود كه همه چيز به طبع صورت مىگيرد و تنها اراده به اختيار است .
ديگرى مىگفت : هر چه در آن سوى فضاى اشغالشدهء توسّط انسان مىگذرد ، مخلوق خدا است ، به ضرورت آفرينش - بدان معنى كه طبيعت اجسام آن است كه چون مجبورند بنابر همين اجبار حركت كنند . اين نظر را از نظّام گزارش كردهاند .
و اما معمّر گفته است : همهء آثار غير مستقيم و نيز همهء اعراض عمل اجسام بيجان است بنابر طبايع آنها . تنها عمل خدا [ ساختن ] خود زمينه و مادّهء اصلى است ، و آدمى در آن عملى جز اراده ندارد .
و بعضى بر آنند كه آنچه در داخل فضاى اشغالشدهء توسّط انسان صورت مىگيرد ، فعل او است ، ولى نه آنچه در آن سوى آن مىگذرد و در فضاى شخص ديگر اتّفاق مىافتد . آنان هرچه را در خارج صورت مىگرفت ، منحصرا فعل خدا مىدانستند . اين مذهب مجبّره است كه در اصل « كسب » خويش بيان كردهاند . و چيزى همانند آن از صالح قبّه گزارش شده است .
انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 226
مساهمون: احمد آرام
ص٢٢٦