با تأثير مستقيم ندارد ، از آن جهت كه استطاعت بايد بلافاصله مقدّم بر فعل باشد . ولى ، تأثير با واسطه كه از علّت آن جدا است ، با فاصلهاى از زمان پس از استطاعت مىآيد « 1 » .
توجّه عمدهء عبد الجبّار در همهء اين مطالب مخالفت با اشعرى و مجبّره است كه مىگويند استطاعت مىتواند همزمان با فعل باشد « 2 » . به همين جهت مىكوشد تا وجود استطاعتى را اثبات كند كه متمايز از فعل و فاعل هر دو هست . سه دليل مىآورد . نخست ، يكى از ما ممكن است استطاعت انجام فعلى را داشته باشد يا نداشته باشد . بايد دليلى بر اين اختلاف وجود داشته باشد كه عبارت از بودن يك معنى در فاعل است كه همان قدرت و استطاعت است .
دوم ، يكى از دو اندام ممكن است به صورت ابتدائى قادر به انجام دادن فعل باشد و اندام ديگر چنين نباشد . لا بد يكى از دو اندام بايد مزيّتى بر ديگرى داشته باشد و اين مزيت همان قدرت است . سوم ، يكى از دو نفر ممكن است توانايى بيشترى بر انجام دادن فعل داشته باشد ، كه در اينجا نيز اين اختلاف نتيجهء مزيّتى است كه يكى بر ديگرى دارد و آن افزونى قدرت و استطاعت او است « 3 » .
عبد الجبّار مىگويد كه بغداديان از آن جهت مخالف اين نظرند كه مفهوم قدرت در نظر ايشان با مفهوم آن در نظر بصريان يا اشاعره متفاوت است . آنان مىگويند كه يك شخص از آن جهت قادر است كه تندرست است « 4 » . عبد الجبّار در پاسخ مىگويد كه تندرستى عبارت از تعادل اخلاط و نبودن بيمارى است . هيچ فعلى از اين حاصل نمىشود ، زيرا فعل از تمام وجود شخص حصول پيدا مىكند نه تنها از يك زمينه ( كه محتملا تندرستى به آن تعلّق دارد ) .
هامش
( 1 ) - همان كتاب ، ص 391 .
( 2 ) - رجوع كنيد به الاشعرى ، « اللمع » ، ص 54 ، شمارهء 123 .
( 3 ) - شرح ، ص 391 .
( 4 ) - الاشعرى ، مقالات ، ص 229 ، دو بغدادى ، بشر بن معتمر و ثمامة بن اشرس را معتقد به اين عقيده مىداند . براى آگاهى از ديد مخالف بلخى به پيش از اين ، ص 223 ، حاشيهء شمارهء 1 ، مراجعه كنيد .