تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
مستطيع است ، و چون تندرستى او از ميان برود ، استطاعت او نيز از ميان خواهد رفت . ممكن است كسى تواناى ( مستطيع ) بر انجام دادن فعل باشد ، ولى آلت آن را نيابد ، يا در عين استطاعت كسى مانع آن شود كه وى فعل مورد نظر خود را به انجام برساند . منع استطاعت را از ميان نمىبرد ، بلكه فعل را از ميان مىبرد . به همين جهت مردى ممكن است استطاعت ازدواج داشته باشد ، ولى زنى را براى همسرى نيابد . خدا گفته است :
« وَ مَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَناتِ الْمُؤْمِناتِ
و آن كس از شما كه استطاعت مالى ندارد كه زنان آزاد مؤمن را كابين كند » [ قرآن ، سورهء نساء ، آيهء 25 ] كه بنا بر آن معلوم مىشود كه شخص ممكن است براى ازدواج استطاعت داشته باشد و ازدواج نكند . و نيز امكان آن است كه شخص پيش از گزاردن حجّ خانهء خدا مستطيع براى حج و پيش از بيرون رفتن از شهر خود براى جهاد مستطيع براى جهاد بوده باشد » « 1 » . طرف ديگر اين نزاع توسّط عبد الجبّار بيان شده است . وى مىگويد توانايى ( استطاعت ، قدرت ، يا طاقت ) « 2 » مىبايستى پيش از فعل بيايد . به گفتهء وى ، دو گونه فعل مقدور وجود دارد : يكى آنكه مستقيم ( مبتدأ ) صورت گيرد ، همچون اراده ، و ديگرى آنكه با واسطه ( متولّد ) صورت گيرد ، همچون صورت كه با يك حركت طبيعى توليد مىشود . فعل متولّد نيز بر دو گونه است : يكى آنكه از علّت خود فاصله دارد ، همچون اصابت كردن تير به هدف نسبت به پرتاب كردن آن ، و ديگرى آنكه از علّت خود فاصله ندارد ، همچون مجاورتى كه از كنار هم نهادن دو چيز حاصل مىشود . اين گونهء اخير تفاوتى
هامش
( 1 ) - تصحيح ، ص 24 . بايد توجه داشت كه شيخ مفيد در اينجا از نظر ابو القاسم بلخى از معتزلهء بغداد كه غالبا از آن پيروى مىكرده ، متابعت نكرده است . ابو القاسم بر آن بود كه استطاعت يك عرض است و از لحظه‌اى تا لحظهء ديگر درنگ نمىكند . رجوع كنيد به اشعرى ، مقالات ، ص 358 ، 230 . ( 2 ) - شرح ، ص 393 .