در آن زمان كه ابو هاشم در بصره بود ، شكافى در ميان معتزليان پيدا شد ، و اين بدان سبب بود كه ابو بكر احمد بن على الإخشيد مكتب خود را تأسيس كرد « 1 » ، كه در آن محتملا از تعليمات ابو على بيش از آن باقى ماند كه در مكتب بهشميّه باقى مانده بود .
اخشيد بعدها به بغداد رفت و چنان شد كه در قرن سوم سه گروه از معتزله در بغداد وجود داشتند : مكتب قديم بغداد ، اخشيديّه ، و بهشميّه يا مكتب بصرى « 2 » .
نقّاد بىمهر نسبت به معتزله ، ملطى ( متوفّى در 377 / 88 - 987 ) ، مدّعى آن بود كه معتزليان بصرى و بغدادى يكديگر را به بىايمانى متّهم مىكنند ، و ميان ايشان بيش از هزار مورد اختلاف وجود دارد « 3 » . از اين سه مكتب موجود در بغداد ، بهشميّه يا مكتب بصرى در اين دوران متأخّرتر برجستگى بيشتر داشت . مشهورترين شاگرد ابو عبد اللّه بصرى ، عبد الجبّار بن احمد بن عبد الجبّار همدانى اسدآبادى ( متولّد حدود 325 / 936 ، متوفّى در 415 / 1025 ) بود . وى كه از پيروان مذهب شافعى بود ، نخست با كلام اشاعره كار خود را آغاز كرد ، ولى پس از آن به معتزليان پيوست و نزد دو تن از شاگردان ابو هاشم به تحصيل پرداخت : ابو اسحاق بن عيّاش در بصره ، و بهمش
هامش
- تحقيقات بيروتى » ، شمارهء 6 ؛ و يسبادن : شتاينر ، 1969 ) ، ص 440 و حاشيهء 5 به استناد ابن المرتضى ، ص 91 و بعد ، آورده است .H . Busse , Chalif und Grosskonig : die Buyiden in Iraq ( « Beiruter Texte und Studien » ) .( 1 ) - همان منبع ، ص 100 ؛ خطيب بغدادى ، تاريخ بغداد ( قاهره : الخانجى ، 1931 ) ، چهارم ، 309 . نيز رجوع كنيد به واده( J . - C . Vadet )، مقالهء « ابن الاخشيد » در دايرة المعارف اسلام ( چاپ دوم ؛ ليدن : بريل ، 1960 ) ، سوم ، 807 .
( 2 ) - رجوع كنيد به بوسه ، ص 41 - 439 .
( 3 ) - الملطى ، التنبيه و الرد على اهل الاهواء و البدع ، چاپ م . الكوثرى ( قاهره :
الثقافة الاسلامية ، 1949 ) ، ص 44 .