اين مذهب جماعتى از معتزلهء بغداد و گروه كثيرى از شيعه است . معتزلهء بصره و اهل جبر عموما با آن مخالفند » « 1 » .
اعتقاد عبد الجبّار از اين لحاظ با اعتقاد مفيد مخالف است كه وى امكان اين امر را كه خدا چنان كند تا شخص چيزى را بخواهد ، روا مىدارد . در اين حالت ، آن شخص اراده كنندهء فعلى مىشود كه در پى بىآن مىآيد ، هر چند وى پرداختن به آن فعل را خود انتخاب نمىكند . خواستن ( اراده ) بعلاوهء ترجيح نهادن ( ايثار ) سبب اختيار مىشود . گفتهء عبد الجبّار چنين است :
« و امّا اختيار همان اراده است ، هر چند تنها وقتى بدين نام خوانده مىشود كه فعلى بر فعل ديگر ترجيح داده شود ، اگر چنان بود كه خدا سبب پيدا شدن ارادهء چيزى در ما مىشد و ما را به آن مجبور مىكرد ، ديگر به آن نام اختيار داده نمىشد . چه انديشهء ايثار در آنجا وجود نداشت . تنها وقتى صورت تحقّق پيدا مىكند كه فاعل آن را [ يعنى اراده را ] به همان دليل عملى كند كه هدف اراده [ يعنى فعل ] را عملى مىكند » « 2 » .
عبد الجبّار استدلال را ادامه مىدهد و به آنجا مىرساند كه اختيار حتّى گاه سازگار با اجبار است . مردى كه با جانور درنده روبهرو شود ، مىگريزد . ترس وى را به گريختن مجبور مىكند . ولى حتّى در فرار از روى شتابزدگى ، آدمى راهى را بر راه ديگر ترجيح مىنهد و آن را برمىگزيند « 3 » .
اعتقاد عمومى معتزلهء بصره آن بود كه خدا مىتواند سبب پيدا شدن خواست و
هامش
( 1 ) - اوائل ، ص 93 .
( 2 ) - المغنى : ششم ، بخش دوم ، 56 .
( 3 ) - همان منبع ، ص 57 - 56 . عبد الجبار اشاره كرده است كه ابو على منكر اين امر بوده و مىگفته است كه اختيار با اجبار سازگار نيست .