در ميان دلايلى كه عبد الجبّار براى انكار اين مطلب مىآورد كه اراده براى فعل خارجى ضرورت دارد ، يكى اين است كه شخص مىتواند خواستار فعل شخص ديگر و نيز فعل خود شود ، ولى وى يقينا نمىتواند براى فعل شخص ديگر ضرورت داشته باشد « 1 » . علاوه بر اين ، اگر چنين مىبود ، لازم مىآمد كه اندامها در فرمان اراده باشند ، حتّى اگر قدرت لازم را براى اين فرمانبردارى نمىداشتند . ديگر اينكه لازم مىشد فاعل اراده تأثيرى بر روى شخص ديگر كه خواهان فعل او است داشته باشد ، بىآنكه با او تماس پيدا كند « 2 » .
و امّا در مورد مسئلهء دوم ، يعنى اينكه آيا اراده مىبايستى هميشه مقدّم بر فعل باشد ، عبد الجبّار از سه رأى نام برده است : نخست ، اينكه اراده مىتواند مقدّم و همراه با فعل باشد ؛ دوم ، اينكه تنها مىتواند همراه با فعل باشد . مجبّره بر اين اعتقادند و مىگويند كه اراده ضرورت دارد . رأى سوم كه اعتقاد بغداديان است ، اين است كه اراده بايد مقدّم بر فعل باشد و براى فعل ضرورت دارد « 3 » . عبد الجبّار به رأى اوّل معتقد است و در دفاع از آن مىگويد كه فعل ارادى براى وجود پيدا كردن نه تنها وابستهء به اين است كه فاعل آن قابليّت قبلى براى انجام دادن اين فعل و ضدّ آن را داشته باشد ، بلكه نيز براى تعيّن خود وابستگى به آن دارد كه فاعل فعل اكنون خود فعل را بيش از فعل متقابل آن اراده كند .
ارادهء فاعل در لحظهء انجام گرفتن فعل آن را چيزى مىسازد كه هست . ولى اراده ممكن است مقدّم بر فعل باشد و اغلب اوقات چنين است « 4 » .
بنا بر نظر مفيد دربارهء ارادهء مقدّم و لازم براى فعل ، حالتى كه ارادهكننده در آن هنوز تصميم خود را نگرفته است ، يك ارادهء به معنى حقيقى كلمه نيست ، بلكه تنها نزديك شدنى ( تقرّب ) است . ارزشيابى اخلاقى چنين شبه ارادهاى بسته است به اينكه چه گونهاى
هامش
( 1 ) - المغنى ، ششم ، بخش دوم ، 86 . عبد الجبار از آن جهت مىتواند چنين استدلال كند كه اراده هم به معنى قصد كردن است و هم به معنى خواستن .
( 2 ) - همان جا ، ص 87 .
( 3 ) - المحيط ، اول ، 297 .
( 4 ) - المغنى ، ششم ، بخش دوم ، 90 - 89 .