اين گفته اجماع اماميّه است و زيديّه و معتزلهء بغداد و بيشتر مرجئه و اصحاب حديث . معتزليان بصرى با آن مخالفند ، و براى بندگان اصطلاح آفرينندگان را به كار بردهاند و به همين جهت از اجماع مسلمانان بيرون رفتهاند » « 1 » .
اين نمونهء ديگر از مخالفت و مقاومت شيخ مفيد است در مقابل اينكه مورد استعمال اصطلاحات قرآنى را از آنچه در قرآن آمده تجاوز دهد . عبد الجبّار نيز چنان ترجيح مىدهد كه بگويد انسان خود افعال خويش را پديد مىآورد « 2 » . ولى در جاى ديگر ، هنگام پاسخ گفتن به يك اعتراض ، مىگويد كه اگر كسى به معناى لغوى متمسّك شود « خالق » نيز كلمهء كاملا خوبى براى به كار رفتن در مورد انسان است ؛ امّا چون يك اصطلاح فنّى است كه در قرآن به كار رفته ، به اين امر تسليم مىشود كه تنها بايد محمول خدا قرار گيرد « 3 » .
مفيد گفته است كه اختيار همان اراده است ، با دلالت ضمنى به در نظر داشتن يكى از دو چيز بدون وجود اجبار و فشار . گفتهء وى چنين است :
« گفتار در اختيار يك شىء و اينكه آيا همان اراده كردن آن است .
من مىگويم كه خواستن و اراده كردن يك چيز همان اختيار و برگزيدن آن است ، و گزينش آن خواستن آن است و مزيّت نهادن بر آن . و اين كلمه ممكن است بيان كنندهء انديشهء قصد كردن يكى از دو چيز باشد . و نيز بيان كنندهء وقوع فعل است كه در پى علم بدان و بدون اجبار حاصل مىشود .
كلمهء گزيننده يا مختار منحصرا بر كسى اطلاق مىشود كه قادر است . و مقصود اين است كه وى مىتواند فلان كار يا ضدّ آن را انجام دهد ، بىآنكه چيزى در بارهء قصد و عزم خود بيان كند .
هامش
( 1 ) - اوائل ، ص 25 .
( 2 ) - شرح ، ص 323 .
( 3 ) - همان منبع ، ص 380 .