« گفتار دربارهء ترك بودن در مكان دهم است در آن حال كه شخص در مكان اوّل است .
من مىگويم كه اين محال است بدان سبب كه براى وى غير ممكن است در آن هنگام كه در مكان اوّل است در مكان دهم باشد . اگر ترك كردن فعلى كه انجام دادن آن در زمان حاضر ممكن نيست امكانپذير بود ، آنگاه اين امكان نيز وجود مىداشت كه در يك وقت بر چيزى قادر باشد كه ضدّ آن در قدرت او نبوده است . و اين به اجماع اهل عدل باطل است .
و در آنچه گفتيم ، ميان ما و جمهور كسانى كه نام برديم [ يعنى « اهل عدل » يا غير مجبّره ] اخلاقى نيست ، هر چند بعضى از كسان كه از حدود متعارف خارجند ، با آنچه گفتيم مخالفند » « 1 » .
اين راهى است كه مفيد از آن راه به سؤال نظرى در مورد اينكه آيا كسى در زمان حاضر مىتواند شايستهء براى ترك تكليفى باشد پاسخ مىدهد . در مقابل آن است اين سؤال كه آيا يك شخص براى نخستين مرحلهء يك واجبى كه به انجام دادن آن آغاز كرده و در آن ثبات نورزيده و آن را به پايان نرسانيده ، مستحقّ پاداش هست يا چنين نيست . اشعرى مىگويد كه اغلب متكلّمان بر آنند كه تكليف نيمه كاره انجام شده ، همچون نماز يا روزهء بريده ، فرمانبردارى از خدا و شايستهء پاداش است « 2 » .
شيخ مفيد به اين مسأله پاسخ كاملا مخالفى مىدهد كه آن را موافق نظر هشام فوطى معتزلى بصرى و دو فقيه امامى مىداند . مفيد دربارهء نيّتى كه با آن شخص افعال شرعى خود را انجام مىدهد ، به دو گونه نيّت معتقد است : يكى آنكه در سراسر فعل دوام نمىكند و در
هامش
( 1 ) - همان جا . مثلا ، در روز اول ماه رمضان ، شخصى هنوز قدرت روزه گرفتن در روز دهم ماه را ندارد . بنابراين نمىتوانيم در روز اول رمضان او را مسئول ترك احتمالى روزهء روز دهم بدانيم كه خدا مىداند كه چنين تركى صورت خواهد گرفت .
( 2 ) - مقالات ، ص 450 .