اين اختلاف به خودى خود اهميّت چندان نداشت ، ولى به سبب برهانى كه از آن الهام گرفته ، جالب توجه است . عبد الجبّار از اعتراضى از جانب ابو على ياد كرده است كه در آن نظر ابو هاشم به صورتى نامساعد به مجبّريگرى جهم تشبيه شده است .
اعتراضكننده مىگويد :
« مذهب شما به مذهب جهم شباهت دارد كه روا داشته است بنده به آنچه اصلا به او تعلّق ندارد مجازات شود ، بلكه حال شما بدتر از حال او است . زيرا بيشترين چيزى كه او روا مىدانست اين بود كه بنده بدانچه به او تعلّق ندارد مجازات شود ، و اما اينكه اصلا فعلى نباشد كه او را شايستهء نكوهش و عقاب كند و بازهم مجازات شود ، ديگر نظر او نبود . ولى شما روا دانستهايد كه شخص مورد نكوهش و كيفر واقع شود ، هر چند انجام كارى يا خوددارى از آن ، و پرداختن به چيزى يا ترك كردن آن ، و گناه كبيره يا صغيرهاى در كار نباشد .
نادانى اين گفتار بيش از نادانى گفتار جهم است ! » « 1 » .
عبد الجبّار به اين اعتراض چنين جواب مىدهد كه ابو هاشم روا نمىداشت كه آن كس كه شايستهء ملامت نيست مورد نكوهش و ملامت واقع شود ، و نكتهء مورد توجّه وى آن بود كه هر كس در انجام تكليف كوتاهى كند شايستهء ملامت است . البتّه خدا بايد پيش از آنكه كسى را براى انجام ندادن وظيفهاش ملامت كند . قدرت انجام آن وظيفه را به او بخشيده باشد « 2 » .
اين اختلاف نظر همچنين در تعريفهايى كه دو جبّائى براى « تكليف » به دست دادهاند ، مشهود است . بنابر ديد ابو على ، تكليف چيزى است كه ترك آن بد و قبيح
هامش
( 1 ) - شرح ، ص 640 .
( 2 ) - همان جا .