يا آنكه بىعملى يعنى عدم انجام دادن تكليف نيز سبب مجازات مىشود . ابو على بر آن بود كه خدا تنها آدمى را در مقابل يك فعل كيفر مىدهد . در مورد كسى كه كارى را كه مىتوانسته است انجام بدهد و انجام نداده چه ؟ ابو على اين خوددارى از انجام تكليف را نيز يك فعل مىدانست : فعل يا عمل ترك . پسرش ابو هاشم با اين نظر مخالف بود و عبد الجبّار از اين يك پيروى مىكرد . عبد الجبّار اختلاف را چنين بيان كرده است :
« پيش از اين يادآور شديم كه ستايش و نكوهش و پاداش و كيفر به فرمانبردارى ( طاعت ) و نافرمانى ( معصيت ) تعلّق مىگيرد . آنچه در اينجا مىخواهيم بگوييم اين است كه ستايش و پاداش ، همان گونه كه شايستهء طاعت است ، شايستهء كار بد نكردن نيز هست ، و نكوهش و كيفر ، همانگونه كه شايستهء معصيت است ، شايستهء دست كشيدن از تكاليف و واجبات نيز هست . و اين مسألهاى است كه ميان شيخ ، ابو على و ابو هاشم در آن اختلاف است .
به گفتهء ابو على ، شايستگى براى ثواب و عقاب جز در مقابل فعل فراهم نمىشود .
- نه براى نكردن كارى . و اين بدان جهت است كه [ بخوانيد « فلا ، لانّنا » به جاى « فلأننا » ] ، براى كسى كه قادر به قدرت است [ يعنى در مقابل خدا كه قادر به خود است ] ، حدّ وسطى ميان فعل و ترك وجود ندارد .
و امّا به اعتقاد ابو هاشم ، عمل نكردن درست همچون عمل كردن ، دليلى براى شايستهء پاداش يا كيفر شدن است . اعتقاد صحيح همين است » « 1 » .
در عمل ، هر دو شيخ بر اين توافق داشتند كه ، مثلا ، كسى كه امانتى به او سپرده شده ، مكلّف است آن را در صورت درخواست مالك امانت به وى پس دهد . و گرنه چنين شخصى مستحقّ نكوهش و كيفر مىشود . ولى چرا ؟ بدان سبب كه ، به گفتهء ابو على ، وى انجام دادن تكليفى را ترك كرده است ؛ و بدان سبب كه ، به گفتهء ابو هاشم ، وى وظيفهء خود را به انجام نرسانده است .
هامش
( 1 ) - شرح ، ص 638 .