است . بنابر ديد ابو هاشم و عبد الجبّار ، تكليف چنين تعريف شده است : « فعلى كه انجام ندادن آن از جهتى شايستهء نكوهش است » « 1 » .
ترك و نيّت
شيخ مفيد ، هنگام بحث دربارهء « ترك » گفته است كه توجّه كردن و به خاطر آوردن در آن شرط نيست . به عبارت ديگر ، كسى كه پس از گذشت مهلت معيّن بازگرداندن امانتى را به مالك آن ترك مىكند ، مستحقّ مجازات است . ظاهرا شرط مفهوم آن است كه شخص امانتدار مىبايستى بداند كه مهلت بازپس دادن آن چه وقت خواهد بود . گفتهء مفيد چنين است :
« گفتار دربارهء كسى كه ترك چيزى مىكند كه به خاطرش خطور نكرده است .
من مىگويم كه اين روا است ، همان گونه كه بر وى روا است كه اقدام به كارى كند كه بر خاطر او خطور نكرده است . اگر ترك كردن چيزى جز بعد از خطور كردن آن به قلب درست نمىبود ، پرداختن به آن چيز نيز جز بعد از اين جايز نبود . فعل ، براى آنكه فعل باشد ، نيازى به وابستگى به علم يا به توجّه و خطور به قلب ندارد » « 2 » .
از سوى ديگر ، به گفتهء مفيد در دنبالهء بحث خود ، كسى نمىتواند در زمان حاضر نسبت به ترك فعلى كه نبايد اكنون صورت بگيرد ، بلكه فرصت انجام يافتن آن در آينده است ، گناهكار قلمداد شود . مفيد مىگويد :
هامش
( 1 ) - عبد الجبار ، المغنى : چهاردهم ، 185 . براى آگاهى از نظر ابو هاشم دربارهء « ترك » به عنوان اصطلاحى فنى و مستلزم چهار شرط ، رجوع كنيد به همان كتاب ، ص 179 و بعد .
( 2 ) - اوائل ، ص 109 .