فصل هفتم عدل
نخستين نكتهء استقراريافتهء در طرح عدل در نزد معتزله ، اين است كه خدا خود عادل است . از اين اصل نتيجه مىشود كه آدمى بايستى براى انتخاب افعال خويش آزاد بوده باشد . اگر چنين نباشد ، خدا محكوم به اين ستمگرى مىشود كه مردمانى را كه جز بر نافرمانى از او چارهاى نداشتهاند ، كيفر دهد . مسئلهء سوم ، كه از قضيّهء آزادى انسان براى انتخاب اعمال خويش نتيجه مىشود ، اين است كه مسئوليّت آدمى در مقابل نتايج اعمالش تا كجا امتداد پيدا مىكند . اين مسأله مسئلهء افعال متولّد است . در جانب خدا ، مسئلهء ديگرى كه پيدا مىشود ، تكليف وى براى جبران كردن رنجهاى ناروا است .
عدل الهى
شيخ مفيد بر آن است كه خدا عادل است . ولى سؤال ديگرى كه پيش مىآيد اين است كه چرا افعال خدا مستلزم صفت قادر بودن او است . وى بر آن است كه خدا مىتواند به ستم عمل كند ، ولى چنين نمىكند . گفتهء وى چنين است :
« من مىگويم كه خداى جلّ جلاله بر خلاف عدل توانا است ، به همان گونه كه بر عدل توانا است ، ولى او ستم و ظلم و كار بد نمىكند .
گروه اماميّه و همهء معتزله جز نظّام و جماعتى از مرجئه و زيديّه و اصحاب حديث و خوارج بر اين اعتقادند . همهء مجبّره و نظّام و كسانى كه در جهت خلاف