تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤

سرچشمهء صفات

يكى ديگر از نقاط مورد نزاع ميان معتزليان بغداد و بصره مجوّزى است كه براى نسبت دادن نامها به خدا لازم است . به اعتقاد بصريان ، خدا را مىتوان به نامهايى خواند كه در قرآن و حديث نيامده است ، ولى اين نامها بايد مترادف با نامهاى موجود يا استقراريافتهء به وسيلهء عقل باشد « 1 » . اشعرى گفته است : « بغداديان با آن مخالفت كرده و گفته‌اند روا نيست خداى عزّ و جلّ را به نامى بخوانيم كه عقل بر درستى معناى آن دلالت مىكند ولى خدا خود را به آن نام نخوانده است . به گفتهء ايشان ، با آن كه معنى « عالم » همان معنى « عارف » است ، خدا را بدان جهت عالم مىناميم كه خود را بدين نام خوانده است ، ولى او را به نام عارف نمىخوانيم « 2 » . شيخ مفيد نظر بغداديان را همچون نظر خود عرضه مىكند ، و بر آن حجّيّتى را كه امامان براى نام نهادن بر خدا دارند مىافزايد . گفتهء وى چنين است : « من مىگويم كه ناميدن بارى تعالى جز به آنچه خود بدان نام خويشتن را در كتابش يا بر زبان پيامبرش ( ص ) خوانده ، يا حجّتهاى او از جانشينان پيامبرش ناميده‌اند ، جايز نيست . و نيز چنين است در صفات . و اخبار آل محمّد ( ص ) بر اين دلالت دارد ، و آن مذهب جماعتى از اماميّه است و بسيارى از زيديّه و همهء معتزلهء بغدادى و جمهور مرجئه و اصحاب حديث ، جز آن كه اين گروهها اجماع را جانشين امام حجّت مىكنند » « 3 » . تمايل در به كار بردن صفاتى براى خدا كه از قياس عقلى به دست مىآيد و ريشه‌اى در وحى ندارد ، يكى ديگر از نمونه‌هاى نگرش خوشبينانهء قدرت عقل در نزد بصريان است .
هامش
( 1 ) - المغنى ، پنجم ، 179 . ( 2 ) - مقالات ، ص 525 . ( 3 ) - اوائل ، ص 20 - 19 .