مفيد منكر اين نظر است ، و ارادهء خدا را براى افعالش به خود افعال بازمىگرداند ، و ارادهء او را براى آنچه ديگران بايد بكنند ، اوامر او مىداند . عبد الجبّار و مفيد بر اين توافق دارند كه « تكلّم » صفت فعل است ، و اينكه كلام خدا قديم نيست . و بالاخره بايد بگوييم كه شيخ مفيد روا نمىدانست كه براى ناميدن خدا نامهايى جز آنچه در قرآن يا حديث آمده است به كار برده شود ، در صورتى كه عبد الجبّار محمول قرار دادن نامهاى مترادف با آن نامها و صفات ديگرى را كه عقل مجاز بداند ، براى خدا روا مىدانست .
در همهء اين موارد ، عبد الجبّار وضع بصريان را داشت ، و شيخ مفيد با معتزلهء بغداد موافق بود .
انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 206
مساهمون: احمد آرام
ص٢٠٦