تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
است . معتزله بصره با آن مخالفند و در اين مخالفت مشبّهه و اصحاب صفات با ايشان شريكند » « 1 » . از سوى ديگر ، عبد الجبّار بر آن است كه خدا به همان معنى مريد است كه يكى از ما چنين است . وى ، در درجهء اوّل ، با كوششهايى مخالف است كه براى يكى دانستن ارادهء خدا با صفات قديمى علم و قدرت او به كار مىرود . عبد الجبّار گفته است : « هنگامى كه مىگوييم خدا مريد است ، منظور ما آن نيست كه وى دانا يا توانا است . چه ممكن است گاه چيزى را اراده كند كه قادر بر آن نباشد ، يا گاه بر چيزى توانا باشد كه مريد و خواهان آن نيست . و نيز چنين است در علم . مراد ما آن است كه اراده در خدا به همان گونه حاصل مىشود كه در يكى از ما در آن هنگام كه مريد هستيم حاصل مىشود » « 2 » . عبد الجبّار توضيح نمىدهد كه چگونه ممكن است خدا چيزى را اراده كند كه تواناى بر انجام دادن آن نباشد . اين جمله بدون شك لغزش قلمى است : خواه از خود او ، يا از مانكديم ، يا از استنساخ كننده‌اى ديگر « 3 » . به هر صورت ، واضح است كه عبد الجبّار مخالف آن است كه مريد بودن را به علم يا به قدرت بازگرداند . كسانى كه چنين مىكردند مجبّره بودند كه ، براى تمسّك به نظر خود در اينكه خدا هرچه را كه پيش آيد و اتّفاق افتد اراده مىكند ، ارادهء خدا را همدامنهء با علم او مىدانستند و علاوه بر اين ميان آن با تصويب و موافقت خدا تمايز قائل بودند . پس خدا
هامش
( 1 ) - اوائل ، ص 19 . ( 2 ) - شرح ، ص 434 . ( 3 ) - هنگام بحث در همين موضوع در المغنى ، ششم ، بخش دوم ، 188 ، عبد الجبار مىگويد كه خدا قادر است بسيار كارها را انجام دهد كه خواستار آنها نيست ، و يك انسان ممكن است چيزهايى را بخواهد كه بر روى آنها هيچ قدرتى ندارد .