تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
همه چيز را كه اتّفاق بيفتد اراده مىكند ، ولى تنها آنچه را خوب است تصويب مىكند « 1 » . عبد الجبّار در ادامهء سخن خود از كسانى سخن مىگويد كه با نظر وى در خصوص اينكه خدا به معنى حرفى كلمه مريد است مخالفند : « در اين خصوص ابو القاسم بلخى و نظّام با ما مخالفند . آنان گفته‌اند : « هنگامى كه مىگوييم خدا فعل خود را اراده مىكند ، مقصود ما اين است كه فعل را بر سبيل سهو و غفلت انجام نمىدهد ، و هنگامى كه مىگوييم فعل غير از خود را اراده مىكند ، منظور ما اين است كه به آن كار فرمان مىدهد و خلاف آن را نهى مىكند » . پس البته معنى اين صفت را در قديم تعالى تثبيت نكرده‌اند » « 2 » . عبد الجبّار در جريان استدلال براى اثبات نظر خويش ، يك اعتراض جدّى را مورد ملاحظه قرار مىدهد : « يكى از مطالبى كه آنان اظهار مىدارند اين است : « اگر خداى تعالى مريد باشد - و معلوم است كه وى به صورت دائمى چنين نيست ، بلكه اين صفت پس از آنكه مريد نبوده براى وى حاصل مىشود - ، آنگاه لازم مىآيد كه خدا تغيّرپذير باشد . ولى تغير در خدا ممكن نيست . پس لازم مىشود كه خدا اصلا مريد نباشد » . پاسخ ما چنين است : « مقصود شما از تغيّر چيست ؟ اگر منظور شما اين است كه خدا پس از مريد نبودن مريد شد ، اين همان چيزى است كه ما مىگوييم . اگر مقصودتان اين است كه خدا چيزى جز آنچه بود مىشود ، به چه دليل چنين مىگوييد ؟ پس راهى به آنچه خواستار آنند نمىيابند » « 3 » .
هامش
( 1 ) - ابن بابويه بر اين اعتقاد است . براى اطلاع يافتن از برهان شيخ مفيد بر ضد آن ، به اوايل فصل چهاردهم كتاب حاضر مراجعه كنيد . ( 2 ) - شرح ، 434 . ( 3 ) - شرح ، ص 40 - 439 .