مىكند و آرام مىگيرد و رأى خود را عوض مىكند و سبب آن است كه مردمان گناه كنند و كفر ورزند و به ارادهء او مردمان به كارهاى بد مىپردازند « 1 » . ولى خيّاط « گروه اندكى از آنان را كه با معتزله پيوستگى دارند و مؤمن به يگانگى خدا هستند ، و رافضيان آنان را طرد مىكنند » « 2 » از اين تهمت مبرّا مىداند .
اشعرى كه در حدود 300 / 912 كتاب مقالات خود را تصنيف كرده ، از گروهى از رافضيان نام برده است كه بر اعتقاد معتزليان در يگانگى خدا هستند . به گفتهء وى :
« اينان گروه متأخّرى هستند ؛ برادران قديمتر ايشان ، چنان كه پيش از اين گفتيم ، به تشبيه معتقد بودند » « 3 » .
بنابراين ابن تيميّه ، از جهت توصيف نخستين اماميان ، درست گفته است ، ولى چون به بعضى از استثناها در اواخر قرن سوم كه تعليمات مهمّى از معتزله به عاريت گرفته بودند اشارهاى نكرده ، سخن وى ناتمام است . اينان اعضاى خاندان نوبختى بودند « 4 » .
ولى ، از لحاظى ديگر ، به اين جهت حق با ابن تيميّه است كه شيخ مفيد و شاگردان او را مسئول پيدا شدن لحن معتزلى در كلام اسلامى متأخّرتر دانسته است ، چه مسير حوادث چنان بود كه قرنهاى چهارم و پنجم بيش از قرن سوم عصر سازندگى انديشهء امامى بوده باشد .
در سال 329 / 941 كلينى مؤلف الكافى ، نخستين مجموعهء بزرگ احاديث شيعهء
هامش
( 1 ) - الخياط ، كتاب الانتصار ، چاپ ه . نيبرگH . Nyberg( قاهره : دار الكتب المصريه ، 1925 ) ، ص 6 - 4 .
( 2 ) - همان منبع ، ص 6 . نيز رجوع شود به ص 127 ، كه در آن خياط از « گروهى كه به تازگى به معتزله پيوستهاند » سخن گفته است .
( 3 ) - الاشعرى ، مقالات الاسلاميين ، چاپ ه . ريترH . Ritter، ( چاپ دوم ؛ « كتابخانهء اسلامى » ، شمارهء 1 ؛ و يسبادن : شتاينر ، 1963 ) ، ص 35 .
( 4 ) به ذيل شمارهء يك نزديك پايان همين مدخل مراجعه شود .