لغت و زبان با شىء ارتباط مستقيم دارد « 1 » . صفات خدا به صورت الهى در قرآن غير مخلوق آمده است . قرآن مستقيما دربارهء خدا سخن مىگويد ، و آنچه قرآن از خدا مىگويد بايد به طريقى در خدا بوده باشد .
از سوى ديگر ، عبد الجبّار مىگويد كه كلمات بنابر قرارداد داراى معنى هستند « 2 » ، و اينكه زبان توسّط آفريدگان اختراع شده است . ارتباط طبيعى و مستقيم ميان نام و چيز ناميده شده يا ميان اسم و مسمّى وجود ندارد . ارتباط آنها نتيجهء قصد كسى است كه نامگذارى كرده است « 3 » . مفيد نيز صريحا منكر ارتباط مستقيمى است كه ابن الباقلّانى دربارهء آن تأكيد كرده است . گفتهء مفيد چنين است :
« من مىگويم كه اسم غير از مسمّى است ، همان گونه كه پيشتر بيان كردم كه صفت در حقيقت جز موصوف است .
اين مذهبى است كه شيعه و معتزله در آن شريكند ، و عامّه [ يعنى اهل تسنّن ] و مجبّرهء معتقد به تشبيه با ايشان مخالفند » « 4 » .
بدين ترتيب معلوم مىشود كه هم شيخ مفيد و هم معتزله واقعيگرى سادهء نظريّهء اشعرى را دربارهء توصيف صفات رد كردهاند .
با وجود اين ، در آنجا كه سخن از آن به ميان مىآيد كه صفت واقعا به چه چيز - در ذهن يا در شىء - اشاره مىكند ، اختلافى ميان شيخ مفيد و عبد الجبّار مشاهده مىشود . مفيد مىگويد :
« من مىگويم كه وصف كردن بارى تعالى به اينكه زنده و توانا و دانا است ، معانى معقولى را مىرساند كه نه ذات است و نه چيزهايى كه به ذات قوام دارند
هامش
( 1 ) - رجوع كنيد به آلار ، ص 304 .
( 2 ) - المغنى ، پنجم ، 160 .
( 3 ) - همان جا .
( 4 ) - اوائل ، ص 98 - 97 .