تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
دقّتى كه مفيد براى افزودن ملاحظه‌اى در خصوص محدث بودن زبان و لغت نشان مىدهد ، از توجّه وى به اينكه نقطهء ضعفى براى اعتقاد به قديم بودن قرآن پيدا كند برخاسته است . عبد الجبّار نيز همين توجّه را با گفتن اين مطلب كرده است كه پيش از آنكه خدا بتواند با آدم ابو البشر سخن گويد و « همهء نامها را به او بياموزد » « 1 » ، مىبايستى آدم و فرشتگان زبانى را اختراع كرده باشند « 2 » . شيخ مفيد مرجع و محلّ اشارهء صفت را انديشه‌اى مىداند كه ذهن و عقل از شىء دارد . اشياء ديگر نيز ممكن است با اين انديشه سازگارى داشته باشند ، و بنابراين همان صفت را مىتوان در مورد آنها نيز به كار برد . مثلا چون خدا و زيد در يك انديشه شريكند كه با صفت « زنده » بيان مىشود ، اين صفت محمول هر دوى آنها واقع مىشود . توصيف كردن وظيفهء كلام يا نوشتن است ، و گفتن و نوشتن از وظايف عقلند كه آنها را اختراع مىكند يا به كار مىبرد . به همين جهت است كه پيش از آنكه سخن گفتن وجود پيدا كرده باشد ، صفت و وصف كردن وجود ندارد . نگرش اشعرى نسبت به توصيف متفاوت است . ابن الباقلّانى گفته است : « مذهب پيروان حقيقت آن است كه نام ( اسلام ) درست همان چيز ناميده شده ( مسمّى ) يا صفتى وابستهء به آن است ؛ چيزى جز عمل دادن يك نام ( تسميه ) است » « 3 » . وى در نظريّهء خود راجع به اسماء و صفات ، يك واقعيگرى ساده را بيان مىكند . هدف او آن است كه هر چه محكمتر واقعيّت تحت اللفظى صفاتى را كه در قرآن به خدا نسبت داده شده ، در او تأكيد كند . زبان و لغت ، در نظر باقلانى ، توسّط عقل از طريق تجريد انديشه‌ها از شىء و به كار بردن كلمات براى بيان كردن آنها نيست . بلكه
هامش
( 1 ) - قرآن ، بقره ، آيهء 31 . ( 2 ) - المغنى ، پنجم ، 166 . ( 3 ) - باقلانى ، كتاب التمهيد ، ويرايش ر . مكارتى ( بيروت : كتابخانهء شرقى ، 1957 ) ، ص 227 .R . McCarthy ( Beirut : Librairie Orientale ) .