تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
نه او است و نه غير او ، شايستهء آن است كه به دانا ( عالم ) و زنده ( حىّ ) و شنوا ( سميع ) و بينا ( بصير ) و گوينده ( متكلم ) و خواهنده ( مريد ) بودن وصف شود . و نيز اشعرى مدّعى آن بود كه خداى عزّ و جلّ سيماى ( وجه ) قديم و شنوايى ( سمع ) قديم و بينايى ( بصر ) قديم و دو دست ( يدين ) قديمى دارد . و همهء اينها ازلى و قديمى است ، و اين سخنى است كه گذشته از اهل اسلام ، هيچ يك از معتقدان به يگانگى خدا در گفتن آن بر او پيشى نداشته است » « 1 » .
هامش
( 1 ) - همان جا . معناى كلمهء « معنى » را تثبيت كردن دشوار است . ا . پرتسل ، علم صفات در صدر اسلام ( مونيخ ، فرهنگستان علوم بايرى ، 1940 ) ، ص 37 و بعد ،O . Pretzl , Die Fruhislamishe Attributenlehre ( Munich : Bayerischen Akademie der / / jssenschafien ) .ثابت كرده است كه در آغاز پيدايش علم كلام اين كلمه غالبا به معنى « عرض » بوده است . ر . فرانك ، در « المعنى : تفكراتى دربارهء معانى فنى اين اصطلاح در كلام و موارد استعمال آن در علم فيزيك معمر » ، مندرج در مجلهء انجمن آسيايى ، هشتاد و هفتم ( 1967 ) ، 252 ،R . Frank , « Al - ma'na : Some Reflections on the Technical Meanings of the Term in Kalam and its Use idn Physics of Mu'ammar » , F . O . A . S .گفته است كه اين اصطلاح « تقريبا هميشه ، به جهتى يا جهت ديگر ، به معنى علت درونى و تعيين‌كننده سيمايى واقعى از وجود شخص فاعل است » . س . فان دن برگ( S . van den Bergh )در ترجمهء تهافت التهافت ابن رشد ( لندن : لوزاگ ، 1954 ) ، دوم ، 4 ، گفته است كه معان متناظر است با اصطلاح رواقى يونانى « لكتا » كه عبارت است از « معانى ( از لحاظى كما بيش عينى ) » . وى به اين كلمه كلمهء « شىء » را نيز وابسته مىداند كه در مقابل اصطلاح رواقى « تى » يا « هر چيز كه از آن چيزى مىتوان گفت » است . براى شرح اين مطلب و ارجاعات بيشتر رجوع كنيد به ى . فان اس ، « ساخت منطقى علم كلام اسلامى » ، درگ . فون گرونباوم ( ويرانيده ) ، منطق در فرهنگ اسلامى قديم ( ويسبادن : هاراسوويتز ، 1970 ) ، ص 33 .J . Van Ess « The Logical Structure of Islamic Theology » in G . von Grunebaum ( ed ) , Logic in classical Islamic Cugture .