فصل ششم صفات خدا
مفيد بحث خود را در خصوص توحيد با اعترافاتى ايمانى بدين صورت آغاز مىكند :
« من مىگويم كه خداى عزّ و جلّ در الاهيّت و ازليّت يگانه است . هيچ چيز به او شبيه نيست و نمىتوان چيزى را همانند او دانست . تنها او شايستهء پرستش است ، و از اين لحاظ به هيچ وجه و به هيچ مناسبت دومى ندارد » « 1 » .
ولى به تدريج كه آموزهء يگانگى خدا در علم كلام اسلامى توسعه و تكامل پيدا كرد با اين مسأله روبرو شد كه چگونه لغت و زبان بايد در مورد خدا به كار برده شود .
چيزهاى مختلفى كه دربارهء خدا گفته مىشود به چه چيز از او بازمىگردد ؟ قرآن عدّهاى از صفات را براى خدا آورده است . از يك سو چنان نمىنمايد كه همهء آنها داراى معنى واحدى باشند ، و از سوى ديگر نبايد اشاره به چيزهايى در خدا كنند كه مستلزم مركّب بودن خدا و آسيب رسيدن به وحدت او باشد .
مفيد به صورت كلّى راه حلّ اشعرى را براى اين قياس دشوار رد مىكند .
مىگويد كه همهء مؤمنان به يگانگى خدا موافق با اعتقادى هستند كه در بالا نقل شده جز :
« گروه اندكى از مشبّهه كه الفاظ ايمان را ادا مىكنند ولى در معانى آن مخالفت مىورزند . و مردى از بصره ، به نام اشعرى ، در اين خصوص گفتارى دارد مخالف با الفاظ همهء يكتاپرستان و معانى آنها بدان صورت كه وصف كرديم .
وى گفته است كه خداى عزّ و جلّ صفاتى قديم دارد و هميشه بنابر معانيى كه
هامش
( 1 ) - اوائل ، ص 17 .