تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
عصمت و كمال او سزاوار پاداش است . انتظار براى ظهور امام خود يك عمل عبادتى است كه كيفر را دور مىكند و خود به انجام رساندن تكليفى است كه خدا براى ما معيّن كرده است « 1 » . در اينجا مفيد از اعتقاد به غيبت امام نه از طريق استدلالى و عقلى محض ، بلكه با توسّل به فرمان و امر مثبت الهى دفاع مىكند . در برابر اين سؤال كه امامان اجداد امام دوازدهم ، با وجود آزارى كه مىديدند پنهان نشدند ، چگونه مىتوان غيبت امام دوازدهم را توجيه كرد ، مفيد جواب مىدهد كه ميان امام دوازدهم و پدران او يك اختلاف مهم وجود دارد . اينان پيروان خود را به آن دعوت نكردند كه شمشير به دست گيرند و شورش كنند ، و بنابراين فرمانروايان زمان ايشان به صورت نسبى آنان را به حال خود وامىگذاشتند . ولى مهدى ، عليه السلام ، هنگامى كه ظهور كند ، علم طغيان را برخواهد افراشت ، و به همين جهت وى بايستى كاملا دقّت كند كه پيش از آنكه نيروهاى كافى در اختيار داشته باشد ، خود را در معرض فرمانروايان صاحب قدرت قرار ندهد كه طبعا در برابر او مقاومت خواهند كرد « 2 » . يكى از معارضان حديثى از امام جعفر صادق ( ع ) را نقل مىكند كه بنابر آن هر وقت سيصد و سيزده نفر آماده باشد - كه شمارهء رزمندگان همراه با حضرت رسول ( ص ) در غزوهء بدر است - امام بايد ظهور كند و به نبرد بپردازد . بارها اتّفاق افتاده كه چنين شماره‌اى از مردان جنگى در ميان شيعيان وجود داشته است . پس چرا امام ظهور نكرده است ؟ مفيد چنين جواب مىدهد كه مردانى كه اكنون موجودند ، از لحاظ دليرى و بردبارى و سرسختى و وفادارى و انحصار هدف و پاكى و سلامت عقل همسنگ مبارزان بدر نيستند . اگر شمارهء لازم چنان مردانى فراهم شود ، امام بلافاصله ظاهر خواهد شد . اعتراض‌كننده مىپرسد كه مفيد چگونه نيازمندى به اين خصوصيّات را كه در متن
هامش
( 1 ) - همان جا ، ص 5 - 4 . ( 2 ) - همان كتاب ، نامهء چهارم ، ص 4 - 2 .