كه از گناه و خطا معصوم است . و چون اين امر مسلّم شد ، لازم مىآيد كه حجّت غايب باشد » « 1 » .
اساس برهان شيخ مفيد در اينجا روايت اماميّه است .
تعيين امام
چون امامان ، در نظر مفيد ، براى تعليم و هدايت نوع بشر جاى پيامبران را مىگيرند و حجّت خدا بر روى زمين هستند ، بنابراين امّت قدرت انتخاب كردن و تعيين كردن امام را ندارد . امام يا با اظهار معجزه استقرار پيدا مىكند ، يا با تعيين شخصى ( نصّ ) يا با تقرير رسمى ( توقيف ) امام پيش از خود . شيخ مفيد مىگويد :
« اماميّه بر اين مطلب اتّفاق دارند كه امامت ، با نبودن معجزه ، بر صاحب آن جز به نصّ بر خود شخص و توقيف ثابت نمىشود .
معتزله و خوارج و زيديّه و مرجئه و كسانى كه خود را به نام اصحاب حديث مىخوانند ، با اين نظر مخالفند و امامت را براى كسى كه معجزى ندارد و نصّى و توقيفى در حقّ او نيست جايز شمردهاند » « 2 » .
همهء ائمّه به نصّ توسّط امامان پيش از خود معيّن شده بودند . حضرت رسول ( ص ) و حضرت على ( ع ) هر دو حسن و حسين ( ع ) را تعيين كردند ؛ و پيامبر ( ص ) و على ( ع ) و حسين ( ع ) همه علىّ بن الحسين ( ع ) را به امامت برگزيدند « 3 » .
عبد الجبّار منكر آن است كه تعيين شخصى ، چه بنا بر عقل « 4 » و چه بنا بر وحى « 5 » ، براى امام ضرورى باشد . شرايط بايد در نظر گرفته شود ، و يافتن كسى كه واجد صفات
هامش
( 1 ) - همان منبع ، ص 4 .
( 2 ) - اوائل ، ص 9 .
( 3 ) - همان منبع ، ص 10 .
( 4 ) - المغنى ، بيستم ، بخش اول ، 99 .
( 5 ) - همان منبع ، ص 112 .