در برهان ديگرى مبتنى بر اصل اصلح ، مفيد از امكان عمل كردن به مصلحت بيشتر ، حتّى براى دشمنان امام ، بحث مىكند . سخن وى چنين است :
« ملاحظهء ديگر اين است كه كاملا امكان آن براى خدا هست كه اين امر را دربارهء حالت [ عقلى و ذهنى ] بسيارى از دشمنان امام بداند : اينكه اگر امام [ در زمان معيّن ] ظهور كند آنان ايمان آورند و حقيقت را در هنگام ديدن او قبول كنند و به فرمان او گردن نهند ؛ و از طرف ديگر ، اگر در آن زمان ظهور نكند ، آنان در كفر خود باقى بمانند و ، با افزايش شبهه براى ايشان طغيان بيشترى نشان دهند . چون چنين شود ، بر خدا است كه به حكمت خود امام را براى خير عامّه آشكار كند . اگر از آن پس خدا ادامهء غيبت امام را روا دارد ، خير [ كلّى ] را محدود كرده و از بسيارى كسان لطفى را كه براى ترك كفر و بىايمانى به آن نياز داشتهاند دريغ داشته است . ولى بنابر مذهب اصلح ما براى خدا ممكن نيست كه خير [ كلّى ] را محدود كند .
و نيز ممكن نيست كه خدا به عنوان تفضّلى نسبت به يكى از آفريدگانش ، سودى را كه وى دارد افزايش دهد ، در صورتى كه با همين عمل از اظهار لطف نسبت به جمع كثيرى دريغ ورزد - لطفى كه آنان بدان نياز دارند كه شرّ و بدى را طرد كنند و از كفر ورزيدن نسبت به خدا و پايمال كردن حقوق اوليائش - عليهم السّلام - دست بردارند .
چه نكتهء مهم رهانيدن مردمان از مهلكهها و بازداشتن ايشان از كارهاى زشت است ، نه افزودن بر منافع ايشان . شايستهتر [ براى خدا ] آن است كه به يارى يك شخص برخيزد تا وى خود را از آنچه ممكن است مايهء عذاب ابدى او شود جدا كند ، تا اينكه [ به شخص ديگرى ] تفضّلى عنايت كند كه تنها سبب افزايش پاداش و ثواب او مىشود . چه درست همان گونه كه خدا نبايد
انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 170
مساهمون: احمد آرام
ص١٧٠