« و او مىداند كه اين اعتقاد ما كه مبتنى بر استدلال است بىآنكه خود وى در برابر چشمان ما حاضر باشد ، بيشتر به سود ما است و پاداش ما را مىافزايد و افعال ما را ستودهتر مىسازد . چه كارى كه با دشوارى فراوان صورت گيرد اجرى بيشتر از كارى دارد كه به آسانى و آرامى انجام شود . چون اين مطلب را دربارهء ما مىداند ، بر او - عليه السّلام - واجب است كه خود را از ما پنهان نگاه دارد ، تا چنان شود كه ما ناگزير از راهى وى را بشناسيم و فرمان او بريم كه پاداشى بيشتر از آن دارد كه اگر او را مىديديم و مىشناختيم و عدم يقينهايى كه از غيبت حاصل مىشود در ميان نبود ، به آن پاداش مىرسيديم » « 1 » .
سپس اعتراض را متوجّه طرف صحبت معتزلى خود مىكند ، و اين اعتقاد را به او نسبت مىدهد كه خدا بايد مطابق بهترين مصلحت اكثريّت مردمان عمل كند . مفيد مىگويد :
« آموزهء اساسى شما دربارهء لطف خدا مؤيّد همان چيزى است كه ما مىگوييم و آن را منطقا ضرورى مىكند ، حتّى اگر دانسته شود كه مقدارى بىايمانى از غيبت امام حاصل مىشود و ايمان بايد نتيجهء آشكار بودن امام باشد .
زيرا شما مىگوييد : « خدا اگر بداند كه بندهاش بدون مدد لطف او عمل شريفترى از گونهء فرمانبردارى انجام خواهد داد ، نبايد لطف خود را به او ارزانى دارد » . بنابراين هنگامى كه امام مىداند كه فرمانبردارى نسبت به او در ايّام غيبتش شريفتر از زمانى است كه آشكار باشد ، و نيز بداند كه تودهء مردم در هر دو حال ايمان خود را نسبت به او از دست نخواهند داد ، از آشكار شدن ممنوع است » « 2 » .
ولى پيشتر ديديم كه مكتب اعتزال بصره بر آن نيست كه خدا ناگزير بايد بر وفق
هامش
( 1 ) - الفصول ، ص 80 .
( 2 ) - همان منبع ، ص 81 - 80 .