تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
كه در هر زمان امامى وجود داشته باشد . امام مورد نياز است تا حدودى كه در قرآن معيّن شده توسّط او اجرا شود « 1 » ، و نيز بدان جهت كه اجماع اصحاب پيغمبر بر احتياج به وجود امام بوده است « 2 » . برهان اوّل عبد الجبّار « بر مبناى وحى » به برهان شيخ مفيد « بر مبناى نظر و اعتبار » شباهت دارد . برهان مفيد عملا بر روى دو پايه بنا شده بود : يكى اصل وحى شده در اين خصوص كه آدمى بايد قانون و شريعت را بداند و از آن اطاعت كند ، و مقدّمهء ديگر مبتنى بر عقل و تجربه بر اينكه قانون و شريعت را نمىتوان بدون حضور امام شناخت و از آن اطاعت كرد . ولى در مورد نوع ضرورتى كه براى وجود امام تصوّر مىشود ، اختلافى واقعى ميان عبد الجبّار و اماميّه وجود دارد . در نظر اماميّه ، ضرورت وجود امام در هر عصر ضرورتى مطلق است ، در صورتى كه در نظر عبد الجبّار چنين نيست . عبد الجبّار اين مطلب را كه در بعضى از روايات اماميّه آمده قبول ندارد كه : اگر زمين خالى از حجّت خدا شود ، ساكنان خود را فرو خواهد برد « 3 » . با وجود اين شيخ مفيد و معتزله هر دو در وضع آشفتهء مشابهى از آن جهت قرار داشتند كه نمىتوانستند به امامى كه در عصر او مىزيستند اشاره كنند . مفيد همين مطلب را همچون برهانى براى كوبيدن معتزله به كار برده است . وى مىگويد : « جالب توجّه است كه ما و معتزله هر دو به ضرورت امامت و نياز به وجود يك امام در هر عصر معترفيم ، و هر دو كسى را كه منكر نياز به وجود امام پس از پيغمبر باشد بر خطا مىدانيم . با وجود اين ، آنان هميشه به جهت اعتقاد ما به غيبت امام و اينكه زمان گذشته و هنوز امام ظهور نكرده ، به ما ناسزا
هامش
( 1 ) - همان منبع ، ص 41 . ( 2 ) - همان منبع ، ص 47 . ( 3 ) - كلينى ، اول ، 179 ، شمارهء 13 - 10 .