تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
رحيم سبحانه مستحيل است ، معلوم مىشود كه خداى تعالى شناختن ائمّه ( ع ) را بر ما واجب ساخته و راه رسيدن به اشخاص ايشان را بدون شكّ و شبهه به ما نموده است » « 1 » . حاصل اين دليل آن است كه اگر خدا به چيزى فرمان دهد كه محال باشد ، ستم كرده است . اين مقدّمه كه برهان اماميّه بر آن بنا شده ، اصل اساسى معتزليان نيز هست « 2 » . ولى خود معتزله از اين اصل چنين نتيجه‌اى را استنباط نمىكنند . عبد الجبّار منكر آن است كه ضرورت وجود امام از طريق استدلال عقلى قابل اثبات باشد . به گفتهء وى ، مىتوان از يكى از دو طريق به ضرورت امامت توجّه پيدا كرد : يا بدان جهت كه شخص بتواند تكاليف خود را به انجام برساند ، و يا براى آنكه امام تكاليف شخص را براى او بيان كند « 3 » . ولى به دليل اوّل نيازى به امامت نيست ، چه آدمى مىتواند بدون امام تكاليفى را كه براى او معيّن شده به انجام برساند . و نيز وجود امام براى توضيح دادن تكاليف آدمى ضرورت ندارد ، زيرا آنچه از جانب عقل به عنوان تكليف تحميل شده با استفادهء از عقل قابل توضيح است ، و تكاليف علاوهء بر اين تكاليف عقلى به اندازهء كافى توسّط پيغمبرى كه با وحى تكليف را آورده ، بيان شده است . و نيز ما به تماسّ مستقيم با پيغمبر نياز نداريم ، زيرا به حدّ وفور احاديثى از او در دسترس ما است « 4 » . عبد الجبّار ، پس از اثبات اينكه ضرورت وجود امام را نمىتوان از طريق عقل و نظر ثابت كرد ، به بيان برهان خويش در اين خصوص مىپردازد كه بنابر وحى لازم است
هامش
( 1 ) - الافصاح ، ص 4 . ( 2 ) - به استفادهء از اصول اعتزال به عنوان پايه‌اى براى برهانهاى اماميه ، در گولد تسيهر ، شريعت ، ص 189 ، اشاره شده است . ( 3 ) - المغنى ، بيستم ، بخش اول ، ص 17 . ( 4 ) - همان منبع ، ص 20 - 18 .