جاهل بودن نسبت به امام سبب بيرون رفتن از اسلام است » « 1 » .
و در مورد دليل سوم شيخ مفيد چنين گفته است :
« و اما در مورد اجماع ، بايد بگوييم كه اختلافى ميان اهل اسلام در اين مسأله نيست كه شناختن ائمّهء مسلمانان بر همگان واجب است همچون واجب بودن بيشتر فرايض دينى » « 2 » .
و اين يك استناد جدلى به اجماع كسانى است كه مسلمان خوانده شدهاند . مفيد استدلال را بر پايهء اجماع عامّ همهء اهل اسلام قرار داده است ، حتّى كسانى كه در استدلال قبل آنان را خارجشدهء از دين معرّفى كرده بود : كسانى كه نمىدانند امام بر حقّ زمان ايشان چه كسى است « 3 » .
در مورد چهارمين دليل سخن مفيد چنين است :
« و امّا از جهت عقل و تجربه ( النّظر و الاعتبار ) ، ما دريافتهايم كه مردمان در امور شرعى وابسته به ائمّهاند ، و اين وابستگى مقتضى آن است كه به تحقيق امامان خود را بشناسند . اگر چنين نباشد ، آنچه بدان مكلّف شدهاند ، همچون تسليم در برابر ايشان در گرفتن حقوق از ايشان ، و مطالعه كردن آنچه مخصوص ايشان است براى ايشان ، و بردن مرافعه به نزد ايشان در آن هنگام كه اختلاف پيش مىآيد ، و مراجعهء به ايشان در هنگام ضرورت ، و نيازمندى به وجود ايشان براى برپا داشتن واجبات همچون نمازها و زكاتها و حجّ و جهاد ، تكليفى بيش از اندازهء توانايى مىشود ، و چون اين گونه مكلّف كردن بر حكيم
هامش
( 1 ) - همان كتاب ، ص 4 - 3 .
( 2 ) - همان كتاب ، ص 4 .
( 3 ) - براى اطلاع يافتن از مفهوم دقيق اجماع در نزد مفيد ، كه در اينجا به كار نرفته ، به پس از اين ، عنوان « اجماع » در فصل يازدهم مراجعه كنيد .