تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
و آفرينش جهان را با هر چه در آن است و با همهء افعال به ايشان تفويض كرده است » « 1 » . يك ناظر سنّى ممكن است نيازى به تمايز گذاشتن ميان اين دو درجهء از مبالغه و غلوّ احساس نكند . ولى ظاهرا تهمتهاى غلوّ و تقصير در ميان مكتبهاى مختلف شيعه با يكديگر مبادله شده بود ، چه بلافاصله پس از اين فقره ، مفيد از خود در مقابل اتّهام يك متكلّم قمّى دفاع مىكند ، زيرا كه نخستين گام در غلوّ نپذيرفتن امكان گرفتار شدن به سهو در پيامبران و امامان است . و مفيد به نوبهء خود مخالف خويش را به تقصير متّهم كرده است « 2 » دربارهء اين كه آيا امامت يك تفضّل الهى يا شايستگى فردى است . مفيد آن را فضلى الهى مىداند ، ولى خداى تعالى آن را به كسانى موهبت مىكند كه بتوانند به آسانى از عهدهء وظايف امامت برآيند ، و نيز خدا بداند كه چنين شخصى همهء صفات استثنايى لازم براى عهده‌دار شدن اين منصب را واجد است . آنچه گفتيم از مطالبى به دست مىآيد كه مفيد دربارهء وظيفهء نبوّت نيز آورده است . دربارهء امامت مفيد چنين مىگويد : « من مىگويم كه مكلّف ساختن به تكليف امامت ، به معنى ارزانى داشتن آن به امام ، همچون تكليف پيغمبرى است كه پيشتر دربارهء آن سخن گفته شد . و بزرگداشت واجب و احترام و فرمانبردارى كه ديگران بايد نسبت به او مراعات كنند ، نتيجهء عزم و استقامتى است كه در قيام كردن به اعمالى كه مكلّف به انجام دادن آنها بوده نشان داده است ، و نيز نتيجهء اعمالى است كه زمانى پس از زمان ديگر از وى به وقوع مىپيوندد .
هامش
( 1 ) - تصحيح ، ص 65 . در مورد مذهب تفويض رجوع كنيد به النوبختى ، ص 71 و سعد بن عبد اللّه ، كتاب المقالات و الفرق ، ويرايش محمد جواد مشكور ( تهران : عطائى ، 1963 ) ، ص 91 ، كه در آن گفته شده كه پيروان محمد بن بشير چنين اعتقادى داشتند . نيز رجوع شود به اقبال ، ص 65 - 264 . ( 2 ) - رجوع شود به پس از اين ، پايان فصل چهاردهم .