در تعريف عبد الجبّار از امام نيز رياست امور ادارى و نظامى و قضايى با امام است ، ولى ديگر امام نقش معلّم واقعى اجتماع را ندارد . « امام كسى است كه بر امّت ولايت دارد و به صورتى در امور امّت تصرّف مىكند كه دستى بالاى دست او نيست » « 1 » . عبد الجبّار به دنبال همين تعريف مىگويد كه جملهء اخير امام را از قاضى و حاكم عرفى كه زير دست او هستند متمايز مىسازد .
حتّى در ميان اماميّه ، ديدهاى متفاوتى نسبت به فضيلت شخصى امام در مقايسهء با پيغمبران وجود داشت . شيخ مفيد با احتياط متمايل به آن است كه ائمّه را افضل از همهء پيامبران جز پيغمبر اسلام ( ص ) بداند . مىگويد :
« گروهى از اماميّه به صورت قطعى به برترى ائمّهء آل محمّد ( ص ) بر رسولان و انبياى گذشته ، جز حضرت محمّد ( ص ) ، حكم كردهاند ، و بعضى ديگر امامان را از همهء پيامبران جز پيامبران اولو العزم عليهم السلام برتر دانستهاند و گروهى هر دو قول را رد كرده و گفتهاند كه همهء پيامبران افضل از امامان هستند .
و اين موضوعى است كه ردّ و قبول آن كار عقل نيست ، و در هيچ يك از نظرها اجماع وجود ندارد . احاديثى در اين خصوص از پيغمبر ( ص ) و امير المؤمنين ( ع ) و ائمّهء فرزندان او در دست است ؛ و نيز در قرآن آياتى است كه گفتار گروه اوّل را در اين خصوص تأييد مىكند ، و من در اين خصوص نظر مىكنم و از خدا مىخواهم كه مرا از گمراهى نگاه دارد « 2 » » .
هامش
( 1 ) - شرح ، ص 750 . براى مقايسهاى ميان امام شيعى و خليفهء سنى رجوع كنيد به گولد تسيهر ، شريعت و قانون اسلام ترجمهء ف . ارين ( پاريس : گوتنر ، 1958 ) ، ص 72 - 171 .I . Goldziher , Le Dogme . . . loi de l'Isgam .( 2 ) - اوائل ، ص 43 - 42 .