كه خدا او را آفريد تا آن زمان كه جانش را گرفت ، معصيت خدا نكرد ، و به عمد به خلاف او برنخاست و به عمد يا از روى فراموشى مرتكب گناهى نشد .
و قرآن در اين باره سخن گفته و اخبار آل محمّد در اين خصوص متواتر است .
و اين مذهب جمهور اماميّه است . و همهء معتزله با آن مخالفند .
و امّا در مورد آنچه اهل خلاف دربارهء اين گفتهء خدا ،
« لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ »
و نظاير آن در قرآن گفتهاند و آن را برهانى بر خلاف آنچه گفتيم به شمار مىآورند ، بايد بگوييم كه تأويل درست بر ضدّ چيزى است كه مىپندارند ، و برهان روشن مؤيّد چيزى است كه ما مىگوييم . و قرآن به آنچه ما بيان كرديم ناطق است ، چه خدا - جلّ اسمه - گفته است :
« وَ النَّجْمِ إِذا هَوى . ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوى
- قسم به ستاره در آن هنگام كه فرو مىنشيند . كه مصاحب شما گمراه نشد و به راه كج نرفت » [ سورهء و النّجم ، آيهء 2 - 1 ] ، و با همين آيات هر معصيت و نسيانى را از او نفى كرده است « 1 » .
شيخ مفيد ، در معارضهء با ابن بابويه و مشايخ قم بر آن بوده است كه حضرت محمّد ( ص ) هرگز در نماز خود دچار سهو نمىشده است « 2 » » .
مزاياى ديگر
شيخ مفيد گفته است كه در آن زمان كه حضرت محمّد ( ص ) به پيامبرى مبعوث شد ، همه فضايل و كمالات به او ارزانى شد . از اين جمله بود هنر خواندن و نوشتن ، كه براى رسالت وى به عنوان داور ميان اختلافات مردمان ضرورت داشت . لازم بود شايستگى آن داشته باشد كه شخصا از آنچه در قراردادها ، نوشته مىشود باخبر باشد « 3 » .
هامش
( 1 ) - همان منبع ، ص 30 .
( 2 ) - رجوع شود به پس از اين ، صفحهء پايان فصل پانزدهم .
( 3 ) - اوائل ، ص 113 - 111 .