در جانب اهل سنّت ، عبد الجبّار دربارهء تماميّت متن قرآن استدلال كرده و گفته است كه مسلمانان اهميّت فراوانى براى قرآن قائل بودند ، چنان كه قرائتهاى مختلف كسانى همچون عبد اللّه بن مسعود و زيد بن ثابت را نقل كردهاند ، و اگر كوچكترين كوششى براى تحريف قرآن صورت مىگرفت ، قطعا متوجّه آن مىشدند . و نيز عبد الجبّار چنين استدلال مىكند كه اگر عثمان در متن قرآن دست برده بود ، حضرت على ( ع ) در ايّام خلافت خود كه فرصت كافى براى اصلاح آن مىداشت چنين اصلاحى را به انجام مىرسانيد « 1 » .
هامش
J . Eliash , « The Shl'ite Qur'an » , Arabicaنوشته است كه روايات نقلشدهء توسط كلينى « مدعى فساد و تخريب عمدى مصحف عثمان نيست ، بلكه فقط حاكى از آن است كه تغييرى در ترتيب بعضى از سورهها يا آيهها صورت گرفته است » . اليش ، در تأييد نظر خود مبتنى بر اينكه انديشهء عمدهء اماميه مدعى حذف چيزهايى اساسى از متن وحىشدهء قرآن نيست ، به ابن بابويه ( كه دربارهء آن به پس از اين ، فصل پانزدهم رجوع شود ) و شيخ مفيد ، اوائل ، ص 56 ، تمسك جسته است .
ولى ، نظر به اينكه خود مفيد نظر مخالفى در « المسائل السرويّة » و نيز در گزارش خويش دربارهء نوبختيان ابراز داشته ، آشكار مىشود كه در اين خصوص دو عقيده در محافل اماميه رايج بوده است . بنابراين به هيچ وجه قطعى نيست كه احاديث نقلشدهء توسط كلينى اشارهاى به تخريب عمدى مصحف رسمى عثمان نداشته است .
نيز رجوع كنيد به ا . كولبرگ ، « يادداشتهايى دربارهء ايستار اماميه نسبت به قرآن ، در س . م . استرن و ديگران ، فلسفهء اسلامى و سنت رسمى : مقالات تقديم شده توسط دوستان و شاگردان ريچارد و الزر به وى ( « تحقيقات شرقى » ، شمارهء 5 ؛ آكسفورد :
كاسيرر ، 1972 ) ص 24 - 209 ، كه بنابر آن معلوم مىشود هر دو نظر در ميان اهل تشيع تا زمان حاضر وجود داشته است .E . Kohlberg , « Some Notes on the Imamite Attitude to the Qur'an » , in S . M . Stern , et al . , Islamic Philosophy and the Classical Tradition : Essay Presented by His Friend and Pupils to Richard Walzer .( 1 ) - المغنى ، شانزدهم ، 86 - 384 .