تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
آن را در تدوين خود داخل نكرد . دلايلى كه او را بر آن برانگيخت عبارت است از : عدم فهم او نسبت به پاره‌اى از آن ، شكّ و فقدان يقين او دربارهء آن ، و نيز آنچه وى به عمد از آن خارج كرد . ( 1 ) امير المؤمنين ( ع ) همهء اجزاء قرآن وحى شده را از آغاز تا انجام جمع كرد و آنها را چنان كه مىبايست در كنار هم نهاد ، و آنچه مكّى بود مقدّم بر مدنى قرار داد ، و منسوخ را پيش از ناسخ گذاشت ، و هر چيز را به جاى خود نهاد . به همين جهت استاد ما صادق ( ع ) گفته است : « به خداى سوگند كه اگر قرآن بدان صورت خوانده مىشد كه وحى شده بود ، شما در آن به صورتى نامهاى ما را مىيافتيد كه از سلف ما [ يعنى حضرت محمّد ( ص ) ] نام برده شده است » . و او گفت : « قرآن در چهار ربع نازل شده : يك ربع دربارهء ما ، يك ربع دربارهء دشمنان ما ، يك ربع در داستانها و عبرتها ، و يك ربع در دستورات و احكام . و بهترين بخش قرآن به اهل البيت تعلّق دارد » « 1 » . مفيد در اينجا مىگويد كه تحرير رسمى حاضر قرآن به ترتيب صحيح نيست و همهء آنچه را خدا نازل كرده است فرا نمىگيرد ؛ ولى چون چيزى ساختگى بر آن افزوده نشده ، همهء آن كلام خدا است . قرآن تمام و درست تنظيم شده تنها بر امامان شناخته بود و اكنون نيز چنين است . اين روايت كه حضرت على ( ع ) تحريرى از قرآن فراهم آورد كه هرگز انتشار نيافت ، بار ديگر توسّط مفيد در « المسائل العكبريّه » آمده است « 2 » .
هامش
( 1 ) - « السرويّة » ، ص 59 . ( 2 ) - « العكبريه » ، پرسش 49 . سؤال طرح شده اين است كه با آنكه على ( ع ) چهره‌اى مهمتر از ابى بن كعب و عبد اللّه بن مسعود بود ، چرا متنهاى قرآن ايشان در رقابت با قرآن عثمان منتشر شد و متن على ( ع ) چنين نشد . نكتهء اين سؤال ايجاد شكى دربارهء روايتى است كه على ( ع ) مصحفى فراهم آورده بوده است . مفيد چنين جواب داده است : « و اما در مورد