شيخ مفيد است : اينكه مستمع كلام خدا را بدين معنى مىشنود كه خدا آن را ساخته و حادث كرده ، و عرف اين را در مورد آنچه از طريق حكايت مىآيد تطبيق مىكند « 1 » .
متن قرآن
يك مسئلهء منحصر به شيعيان اين بوده است كه نسبت به متن رسمى قرآن كه در زمان خلافت عثمان صورت نهايى خود را پيدا كرد ، چه وضعى بايد اختيار شود . خيّاط گفته است كه رافضيان بر آنند كه « قرآن تغيير و تبديل يافته است ؛ در آن افزايشها و كاهشها و تحريفها صورت گرفته است « 2 » » . گفتهاند كه نوبختيان را عقيده آن بوده است كه در متن قرآن فزونيها و كاستيها وجود دارد » « 3 » .
كلينى چندين روايت در اين خصوص نقل كرده است . در يكى از آنها كه از امام محمّد باقر ( ع ) است ، سخن از متن قرآن حضرت على ( ع ) رفته است :
« هيچ كس جز يك دروغگو نمىتواند مدّعى آن شود كه همهء قرآن را به همان صورت كه نازل شده جمعآورى كرده است . تنها حضرت علىّ بن ابى طالب ( ع ) قرآن را بدان صورت كه فرو فرستاده شده تدوين كرده بوده است » « 4 » .
روايت ديگرى از امام محمّد باقر ، علم و معرفت تمام قرآن را مخصوص ائمّه دانسته است : « هيچ كس ، جز اوصيا ، نمىتواند مدّعى آن شود كه همهء قرآن را از ظاهر و باطن آن دارد » « 5 » . حديثى از امام جعفر صادق ( ع ) چنين است :
هامش
( 1 ) - همان منبع ، هفتم ، 190 .
( 2 ) - الخياط ، ص 6 .
( 3 ) - اوائل ، ص 56 .
( 4 ) - الكلينى ، اول ، 228 ، شمارهء 1 .
( 5 ) - همان منبع ، شمارهء 2 .