آن ناتوانند . اعتراض بدين صورت بيان شده است كه خدا با گفتن اينكه « ده سوره مثل آن بياوريد « 1 » » ، به اعراب فرمان داده است كه كارى بيش از استطاعت خود انجام دهند .
از اين ديدگاه ، گفتن اينكه خدا اعراب را از اطاعت كردن فرمان خود منصرف كرده ، خدا را آشكارا به ستمكارى متّهم كردن است . مفيد ، هنگام جواب گفتن به اين اعتراض ، آموزهء نظّام را رها كرده و چنان استدلال كرده است كه فصاحت خدا از حدّ توانايى بشر بيرون است . وى همچنين ميان يك تحدّى و چالش با يك فرمان تمايز قائل شده و چنين گفته است :
« خدا با گفتن اينكه « ده سوره مثل آن بياوريد » ، قصدش آن بوده است كه :
« اگر اين قرآن سخنى از ساختهء بشر باشد ، ساختن مثل آن در قدرت هر انسان است . پس بكوشيد ، و اگر نتوانستيد همانند آن را بياوريد ، آن وقت نامعقول بودن افترايى كه به حضرت محمّد ( ص ) مىزنيد و او را سازندهء قرآن مىدانيد ، بر شما معلوم خواهد شد » . هر كس كه تفاوت ميان يك تحدّى و توبيخ و بيان ناتوانى ( تعجيز ) را از يك سو ، و يك فرمان و تكليف را از سوى ديگر نداند ، بايد از بهايم محسوب شود « 2 » » .
مفيد در دنبالهء سخن خود اين تحدّى را با پاسخى مقايسه مىكند كه يك نويسندهء زبردست به نويسندهء تازه كار مغرورى مىدهد كه مدّعى برابرى با او است ، يا پاسخ شاعرى به هر مدّعى شعرى كه دم از برابرى در شاعرى با او مىزند .
چنان كه مشاهده مىشود ، مفيد در دو اثر خود دربارهء تقليدناپذيرى قرآن دو عقيدهء متفاوت و ناسازگار با يكديگر ابراز كرده است . علىّ بن عيسى الرّمّانى ، معاصر سالخوردهتر و شايد استاد مفيد ، در يكى از كتابهايش ، اين عقيده را اظهار داشته است كه قرآن ، هم
هامش
( 1 ) - قرآن ، سورهء هود ، آيهء 13 .
( 2 ) - « العكبرية » ، پرسش 34 .