منكر آن بود كه خدا مستقيما با اجسام كارى كند كه بر خلاف قوانين مكانيكى باشد « 1 » .
بدين ترتيب وى احتمالا مىخواسته است منكر امكان يك معجزه شود كه در فهرست عبد الجبّار آمده است : و آن اينكه حضرت رسول ( ص ) درختى را به سوى خود خواند و پس از آمدن درخت به آن فرمان داد كه به جاى خود بازگردد « 2 » .
قرآن
مفيد و عبد الجبّار هر دو بر آن بودند كه قرآن عاليترين معجزهء پيغمبر ( ص ) است .
دليل معجزه بودن آن اينست كه با وجود چالش و مبارزطلبى حضرت محمّد ( ص ) ، اعراب نتوانستند چيزى بياورند كه در فصاحت و بلاغت با قرآن برابرى كند . اغلب متكلّمان در اين باره با يكديگر اتّفاق كلمه دارند « 3 » . ولى دربارهء اينكه چرا اعراب نتوانستند چنين كنند ، اختلاف نظر وجود دارد . آيا اين ناتوانى به سبب فصاحت بىبديل خود قرآن بوده ، يا بدان سبب بوده است كه خدا كسانى را كه امكان داشته است به چنين مسابقهاى دست بزنند از اين كار بازمىداشته و منصرف مىكرده است ؟ اين اختلاف يكى از اختلافات كهنهء ميان معتزله بوده است . اشعرى آن را چنين بيان كرده است :
« معتزله ، جز نظّام و هشام فوطى و عبّاد بن سليمان ، گفتهاند كه ساختن و پرداختن قرآن معجزى است كه براى ديگران همچون زنده كردن مرده امكان ندارد . آيت و نشانهاى از رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلّم است » « 4 » .
هامش
( 1 ) - اوائل ، ص 108 ؛ در اين باره به پس از اين ، ميانهء فصل هشتم رجوع كنيد .
( 2 ) - شرح ، 596 .
( 3 ) - ولى عباد بن سليمان و هشام الفوطى منكر آن بودهاند كه قرآن برهان نبوت حضرت محمد ( ص ) بوده باشد . رجوع كنيد به الاشعرى ، مقالات ، ص 26 - 225 .
( 4 ) - مقالات ، ص 225 .